X
تبلیغات
پژمان منتظری ، تک ستاره همیشگی خوزستان - مصاحبه های به روز پژمان منتظری

مدافع تیم فوتبال استقلال گفت: در تمرینات یکی، دو روز گذشته درد را روی پای مصدومم احساس کردم اما امیدوارم به بازی روز جمعه برسم.

پژمان منتظری که با مصدومیت روبه‌رو است، در حاشیه تمرین استقلال در خصوص اینکه آیا به بازی روز جمعه مقابل پرسپولیس می‌رسد یا خیر گفت: تلاش خود را انجام داده‌ام ولی پایم هنوز درد دارد. فکر می‌‌کنم نباید زیاد به پایم فشار بیاورم. تا دیروز فکر می‌کردم که شرایط خیلی خوب است اما در تمرینات دیروز پای مصدومم من را اذیت کرد ولی فکر می‌کنم تا روز بازی فرصت هست و با تلاش‌های دکتر نوروزی و خانم محمدی بتوانم به دربی برسم.

وی در خصوص شرایط پرسپولیس گفت: پرسپولیس روحیه خود را پیدا کرده ولی ما می‌ دانیم مسابقات گذشته و جایگاه دو تیم در این مسابقه تاثیری ندارد و این بازی به غیر از حساسیتی که برای همه دارد حواشی مختلفی خواهد داشت. به دنبال سه امتیاز هستیم چون در شخصیت تیمی ما اثرگذار است.

منتظری در خصوص عملکرد خط دفاع استقلال در غیاب او گفت: استقلال در بازی گذشته روی ضربات ایستگاهی دچار مشکل شد. در بازی روز جمعه حتی اگر خودم هم باشم باید باهوش‌تر عمل کنیم. نظم دفاع ما در این چند بازی خوب بوده ولی باید در فاصله چند روزه تا مسابقه ضعف‌هایمان را برطرف کنیم.

مدافع استقلال درپایان در خصوص پیش بینی نتیجه بازی گفت: چون سال گذشته به صورت رفت و برگشت پرسپولیس را بردیم باز هم همه توقع دارند این کار را تکرار کنیم ولی باید حواسمان را جمع کنیم که اسیر اتفاقات مسابقه نشویم.

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه 22 شهریور1390 ساعت 16:34 | لینک ثابت |
پژمان منتظري مدافع مطمئن استقلال در همين ابتداي ليگ با يك بدشانسي مواجه شد و حالا به دليل مصدوميت از ناحيه مچ پا فعلا بايد به دور از ميادين فوتبال باشد. پژمان كه معمولا بازيكن بي‌سروصدا و بي‌حاشيه‌اي است در مورد وضعيت خودش و استقلال به سوالات خبرنگار سايت گل پاسخ مي‌دهد.

وضعيت فعلي‌ات چطور است؟

شرايط نسبتا خوبي دارم. بعد از عكسي كه گرفتم مشخص شد يكي از رباط‌هاي مچ پايم صددرصد پاره شده است. الان دو هفته از مصدوميتم مي‌گذرد و طبق دستور پزشكان بايد تا 4 هفته ديگر استراحت كنم. حتي بايد دو هفته هم با عصا راه بروم تا روي مچ پايم فشار نيايد.

فكر مي‌كني چه زماني شرايط بازي را پيدا كني؟

من دوست دارم هر چه زودتر برگردم و حتي براي زود برگشتن، يك روز هم برايم مهم است. پزشكان گفته‌اند كه بايد 6هفته استراحت كامل را پشت سر بگذارم. ولي فكر مي‌كنم زودتر شرايط بازي را پيدا كنم. من نهايت تلاشم را مي‌كنم تا دوري‌ام از ميادين به يك ماه نكشد.

ولي اين احتمال وجود دارد دربي را از دست بدهي؟

احتمال هر چيزي وجود دارد ولي من دوست دارم در دربي بازي كنم. حتي تلاش مي‌كنم قبل از آن مقابل تراكتور بازي كنم و بايد ديد شرايط چگونه پيش خواهد رفت.

از اين مصدوميت ناراحت نيستي؟

بيشتر از اينكه براي خودم ناراحت باشم براي استقلال ناراحتم چون تيم ما در دفاع وسط كمبود داشت و مي‌توانستم به استقلال كمك كنم. البته ميثم حسيني مقابل فجرسپاسي بازي كرد و نشان داد بازيكن آينده‌داري است.

فكر مي‌كني امسال استقلال قهرمان شود؟

ما بازيكنان بسيار خوبي را جذب كرده‌ايم ولي در هر بازي غايب‌هاي زيادي داشتيم كه دست كادرفني بسته ماند. اگر استقلال با تيم كامل خود بازي كند مطمئنا شانس اول قهرماني خواهد بود.

از اينكه پرسپوليس از لحاظ امتياز فاصله زيادي با استقلال دارد، براي شما خوشحال‌كننده نيست؟

پرسپوليس يكي از پرمهره‌ترين تيم‌هاي ليگ است كه كادرفني خوبي دارد. مطمئنا آنها به شرايط خوب خود نزديك خواهند شد و من دوست دارم پرسپوليس با تمام قدرت به مصاف استقلال بيايد.

چرا؟

چون بار فني دربي بالا مي‌رود و ما هم اين تيم را دست كم نخواهيم گرفت.

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه 2 شهریور1390 ساعت 16:35 | لینک ثابت |

منتظری: استقلال در خط دفاع مشکل ندارد!!!

مدافع تیم استقلال که در این فصل برای اطمینان بیشتر با این تیم دو ساله امضا کرده، در خصوص دفاع این تیم گفت: استقلال در خط دفاع مشکل ندارد. پژمان منتظری،در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت:من از لیگ برتر سال قبل تصمیم داشتم که در استقلال بمانم و هرگز حرف رفتن نزنم.
وی افزود:افتخار می کنم که در این تیم بازی می کنم و قول می دهم تا پایان عمر فوتبالیم در این تیم بمانم.
منتظری تصریح کرد: قبول دارم بازیکنان زیادی از تیم ما رفتند که در این تیم وزنه خوبی بودند.
وی خاطرنشان کرد: شاید مدافع در تیم ما کم باشد اما حضور سید مهدی رحمتی درون دروازه برای ما نعمت است و این باعث می شود تا خیال مدافعان راحت باشد،ما با همین مدافعان بهترین خط دفاع را داریم.

استقلال امسال تو همه پست ها خوب بازیکن گرفت به جز دفاع وسط...اما پژمان مثل یه شیر اونجا انتظار مهاجم ها رو می کشه!!!

ایشاا... که گرفتار بدشانسی نمی شن و دفاع های راست و چپ به وسط کمک می کنن...

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه 5 مرداد1390 ساعت 23:56 | لینک ثابت |

منتظری: تمام مهاجمان ملوان از جمله اولادی را مهار می کنیم!!!

مدافع تيم فوتبال استقلال، شرايط اين تيم را ايده آل توصيف كرد مدافع‌ آبي ها كه از سوي كي روش به اردوي تيم ملي نيز فراخوانده شده است شرايط تيم را براي پيروزي به ملوان ايده آل مي داند.


پژمان منتظري مدافع تيم فوتبال استقلال گفت: ملوان تيم بدي نيست اما حريف استقلال نمي شود و ما مي‌خواهيم در فينال مسابقات حاضر شويم هر چند مهم نيست كه چه تيمي در فينال با ما روبرو شود اما آ‌ن چيزي كه اهميت دارد اين است كه استقلال در فينال حاضر شود.

وي افزود: خط دفاعي استقلال آماده است اگر چه برخي دوست دارند بي جهت از ما انتقاد كنند اما اين طور نيست ما كاملاً براي شكست ملوان آماده هستيم.

مدافع استقلال تصريح كرد: تمام مهاجمان ملوان را مهار مي‌كنيم حتي اگر مهرداد اولادي بهترين بازيكن اين تيم باشد ما سعي مي‌كنيم كه اين بازيكن را مهار كنيم و با شرايط ايده آل پيش برويم.

وي در پايان اظهار داشت: اگر در خط دفاعي آماده باشيم و هيچ گلي دريافت نكنيم با نتيجه ايده آل ملوان را شكست مي دهيم

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه 12 خرداد1390 ساعت 11:46 | لینک ثابت |

پژمان منتظري مدافع تيم فوتبال استقلال در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: شرايط استقلال ايده آل است، اگرچه در ليگ به شرايط ايده آل نرسيديم اما در مسابقات آسيايي از هيچ كوششي براي رسيدن به اهدافمان دريغ نمي كنيم.

وي افزود: شرايط تيم در ليگ مناسب است، اما ما نتوانستيم تمام امتيازات را آن طور كه مي خواهيم كسب كنيم به همين دليل سپاهان از ما پيشي گرفت و در صدر جدول ماند اما اين دليل نمي شود كه ما انگيزه مان را از دست بدهيم.

منتظری تصريح كرد: خط دفاعي استقلال شرايط ايده آلي دارد و به انتقادها نيز توجهي نداريم زيرا اين مسائل تنها در روحيه مان تاثير منفي دارد و شرايط را به ضررمان پيش مي برد پس نبايد به آن ها توجه كرد.

وي در پايان گفت: در بازي هاي آسيايي فقط به صعود فكر مي كنيم و انگيزه اي جز اين نداريم.

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه 13 اردیبهشت1390 ساعت 0:6 | لینک ثابت |
منتظری: انگار قطار از روی من رد شده!!!

بازيكنان استقلال از فشردگي بازي‌ها خسته شدند. بعد از اينكه بازي به پايان رسيد خبرنگاران با هر يك از آنها كه حرف مي‌زدند به فشردگي بازي‌ها و خستگي‌شان اشاره مي‌كردند. اين بحث به اتوبوس حامل استقلالي‌ها هم كشيده شد. در حالي كه بازيكنان يكي يكي وارد اتوبوس مي‌شدند هر كس بابت خستگي‌اش يك چيزي مي‌گفت كه حرف‌هاي پژمان منتظري و اميرحسين صادقي از همه جالب‌تر بود. وقتي منتظري پايش را داخل اتوبوس گذاشت گفت: «خدا وكيلي انگار قطار از روي من رد شده! نمي‌توانم راه بروم. اين چه برنامه‌اي است كه براي ما چيدند. خسته شديم...» پژمان كه روي صندلي نشست، نوبت به صادقي رسيد تا از وضع موجود ابراز نارضايتي كند. اميرحسين كه در جريان بازي به شدت مصدوم شده بود حرف خنده‌داري زد: «آنقدر بدنم خسته و كوفته است كه فكر مي‌كنم من را با بيل خاموش كردند! من نمي‌دانم ديگر بايد چه طوري خودمان را آماده و سر حال نگه داريم.» مربيان استقلال هم شاهد اين حرف‌ها بودند البته آنها نمي‌توانستند حرفي بزنند. شايد مظلومي مجبور شود با مشاهده خستگي بازيكنان تمرين روزهاي آينده را تعطيل يا به شدت سبك كند. اگر ديديد تمرين امروز استقلال تعطيل شد يا بدون بازيكنان اصلي انجام شد چندان تعجب نكنيد چون وضعيت بازيكنان استقلال خيلي وخيم است. يكي قطار بهش زده و يكي هم با بيل خاموش شده! خودتان اگر جاي مربيان استقلال بوديد چه كار مي‌كرديد؟ آيا با بازيكنان بيل خورده و قطار زده شده مي‌توان تمرين سختي را برگزار كرد؟!

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 28 فروردین1390 ساعت 14:38 | لینک ثابت |


پژمان منتظري پس از بازي استقلال مقابل پاختاكور در جمع خبرنگاران درباره پاداشي كه قرار بود پس از شهرآورد به آن‌ها داده شود گفت: پاداش زياد مهم نيست.


منتظري در مورد آسيب ديدگي‌اش اظهار كرد: من از ناحيه دنده مشكل داشتم و اين درد من را اذيت مي‌كرد. خدا را شكر با تلاش‌هاي دكتر ستوده كه بسيار زحمت كشيد توانستم بازي كنم.

وي با اشاره به قهرماني در ليگ عنوان كرد: به نظر من شرايط براي قهرماني بسيار سخت است. اگر بتوانيم خودمان را در شش بازي آينده در اين سطح بالا نگه داريم، مي‌توانيم قهرمان شويم.

نوشته شده توسط مهدی در جمعه 19 فروردین1390 ساعت 2:25 | لینک ثابت |
خودمان را به آب و آتش زديم كه به سپاهان نبازيم!!!

پژمان منتظري در خصوص آخرين شرايط تيم استقلال و اتفاقات ديگر صحبت‌هايي انجام داد كه در زير مي‌خوانيد.

* بازي با سپاهان چه طور بود؟
هر دو تيم بازي خوبي انجام دادند. سپاهان از مدعيان اصلي قهرماني ليگ در امسال است و سال گذشته نيز عنوان قهرماني را از آن خود كرده بود. اين تيم در اصفهان همه تيم‌ها را اذيت كرد ولي با توجه به اينكه چهار سال است در استقلال حضور دارم، تاكنون چنين بازي مقابل سپاهان انجام نداده بوديم و به نظر من نتيجه تساوي عادلانه بود.

* استقلال در نيمه دوم حملات زيادي انجام داد اما سرمربي سپاهان معتقد بود رحمتي يك بار هم به زمين نخورد.
ما وقتي در تهران سه بر صفر مقابل سپاهان پيش افتاديم ناخواسته عقب كشيديم و آنها بي‌محابا حمله مي‌كردند. در بازي ديروز مي‌دانستيم اگر سپاهان برنده شود با يك بازي كمتر مدعي اصلي قهرماني خواهد بود و به همين خاطر خودمان را به آب و آتش زديم و مي‌خواستيم فرصت را از دست ندهيم. طبيعي بود كه در نيمه دوم با توجه به يك گل عقب بودن به دنبال حملات گسترده باشيم.

* در خصوص صحنه گل سپاهان صحبت كن؟
روي توپ اول كه سانتر روي دروازه ما صورت گرفت آفتاب اجازه نداد توپ را به خوبي ببينيم. حتي همين الان صحنه گل را مجددا در منزل تماشا كردم و واقعا نفهميدم در آن لحظه توپ كجا بود ولي روي ارسال دوم احساس كردم كه طالب‌لو و اميرآبادي پشت سرم هستندو تنها جايي كه نمي‌توانستم عكس‌العمل سريع نشان دهم در همان لحظه بود.

* عملكرد وحيد طالب‌لو چگونه بود؟
طالب‌لو در يك سال اخير افت كرد و شايد از اين حرف من ناراحت شود اما در اين پنج بازي نه به خاطر چند توپي كه مهار كرده بلكه به خاطر عكس‌العمل‌هاي خوب و رفلكس‌هايي كه انجام داده،‌ نشان داده كه به روزهاي اوج خود برگشته است. وقتي يك گلر آماده پشت سر مدافع باشد باعث خوشحالي ما است و با خيال راحت‌تر بازي مي‌كنيم. هدف همه بازيكنان موفقيت تيم است و خوشحالم كه وحيد به روزهاي اوج خود بازگشت.

* با اتفاقاتي كه در مسابقات ديروز افتاد، چه تيمي را مدعي مي‌داني؟

استقلال، سپاهان و ذوب‌آهن از مدعيان اصلي قهرماني هستند و اگر تراكتورسازي هم شانس بياورد مي‌تواند خود را به رده‌هاي بالا برساند. البته از 9 هفته‌اي كه به پايان ليگ مانده هفت بازي را در خانه برگزار مي‌كنيم كه يك پوئن مثبت براي ما محسوب مي‌شود.

* يعني پرسپوليس مدعي قهرماني نيست؟
شانس اين تيم نسبت به بقيه كمتر است. چون با تيم‌هاي صدرنشين فاصله زيادي دارد. هر چند آنها هم روز كاغذ شانس دارند.
نوشته شده توسط مهدی در شنبه 7 اسفند1389 ساعت 11:11 | لینک ثابت |
منتظري: براي حفظ آمادگي وزنم را كاهش داده ام!!!

مدافع تيم فوتبال استقلال گفت: تمرينات خيلي سختي را در تعطيلي ليگ پيگيري كرديم و من در اين مدت وزن هم كم كردم.
پژمان منتظري در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود:تمرينات بسيار خوبي تاكنون داشتيم و به شخصه از آمادگي زيادي برخوردارم در اين مدت هم وزن كم كردم تا با آغاز مسابقات در شرايط مناسب تري قرار داشته باشم.
وي ادامه داد: همانطور كه از پيروزي هاي تيم ملي خوشحال مي شدم از شكست تيم ملي نيز ناراحت شدم و اينكه در آخرين روز از تيم ملي خط خوردم باعث نمي شود از ناكامي تيم ملي خوشحال شوم.

منتظري خاطر نشان كرد: روزي كه نام من از ليست 23 نفره تيم ملي خارج شد قطبي گفت: تا روز آخر بمان و به احتمال زياد جايگزين يكي از مدافعان تيم ملي مي شوي اما خودم قبول نكردم چرا كه نمي توانستم در چشم بازيكني كه جايگزين او مي شدم نگاه كنم زيرا با تمام ملي پوشان دوست هستم.


نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه 6 بهمن1389 ساعت 0:51 | لینک ثابت |

پژمان سکوتش را شکست...

خط خوردن پژمان در آستانه شروع جام ملت‌های آسیا از تیم ملی و بعد از آن دعوت شدن محسن بنگر که در لیست 27 نفره هم حضور نداشت، ابهامی است که تاکنون هیچ‌کس به آن پاسخ نداده است. تنها کسی که می‌تواند پرده از این ابهام بردارد کسی جز پژمان منتظری نیست.

پس از مدت‌ها گوشه‌نشینی پژمان سر از لاک خود بیرون آورد و پیرامون تیم ملی و آن ماجرای عجیب حرف‌هایی زد. او این روزها خاطره تلخ خ خوردن از تیم ملی را به‌دست فراموشی سپرده و سعی می‌کند خود را از انزوا خارج کند. پژمان اهداف بزرگ‌تری دارد. او می‌خواهد یک بار دیگر شانس خود را برای پوشیدن پیراهن تیم ملی آزمایش کند. آیا موفق خواهد شد؟ 


اولین روزی که در تمرین استقلال حاضر شدی اصلا روحیه خوبی نداشتی. سرت پایین بود و با هیچ‌کس حرف نمی‌زدی!
ـ هر کسی هم جای من بود نای حرف زدن نداشت. آن روز واقعا ناراحت بودم و سعی می‌کردم با کسی حرف نزنم. اما جو تمرین خیلی زود روی من اثر کرد. آن روز همه بازیکنان سعی می‌کردند با من حرف بزنند و روحیه بدهند. البته موفق هم شدند.

از کی دوباره به آن شرایط نرمال بازگشتی؟

ـ هر چه می‌گذشت بهتر می‌شدم. شاید یک هفته طول کشید اما تمام شد. بالاخره از ذهنم پاک شد اما همیشه در دفتر خاطرات ذهنم باقی می‌ماند. بدون تعارف بگویم؛ خط خوردن از تیم ملی در آستانه جام ملت‌ها برایم سخت بود. نمی‌توانستم خوب هضمش کنم اما همه به من کمک کردند تا حذف از تیم ملی را از یاد ببرم. به‌خصوص کادر فنی که از آنها تشکر می‌کنم.

به نظر می‌رسد با این موضوع کنار آمدی نه اینکه بخواهی کاملا آن را فراموش کنی؛ درست است!
ـ (می‌خندد) بله، فقط کنار آمدم.

دعوت شدن محسن بنگر در حالی که در لیست 27 نفره حضور نداشت خیلی عجیب بود. تو هیچ وقت در این باره حرف نزدی!

ـ حرف نزدم چون دوست نداشتم علیه قطبی چیزی بگویم. واقعیت این است که پس از خط خوردنم افشین قطبی به من گفت در اردو بمان اما من نماندم و تصمیم گرفتم با آن 3 نفر دیگر برگردم.

می‌ماندی ممکن بود در لیست نهایی قرار بگیری!
ـ قطبی قولش را به من داده بود. او گفت اگر چند روز تحمل کنی با ما به جام ملت‌های می‌آیی. اما من نتوانستم قبول کنم. یادم می‌آید آن روز برای صرف ناهار داخل سالن هم آمدم اما وقتی دیدم 3 نفر دیگر نیستند تصمیم گرفتم من هم برگردم. نمی‌خواستم بعدها این طور تصور شود که چون بازیکن استقلال هستم از موقعیتم سوء استفاده می‌کنم. برای همین به قطبی گفتم من هم می‌خواهم با آن 3 نفر به تهران برگردم و ایشان هم قبول کرد.

قطبی به تو اطمینان داده بود. شاید اگر می‌ماندی در جام ملت‌ها هم بازی می‌کردی؟!

- چطور می‌توانستم توی صورت بازیکنی که به خاطر من خط می‌خورد نگاه کنم؟! من نمی‌توانستم این کار را انجام بدهم. الان احساس راحتی می‌کنم. احساس می‌کنم پیش وجدانم شرمنده نیستم. من نماندم چون نمی‌توانستم شرمنده وجدانم باشم برای همین برگشتم و آمدم تمرین‌های استقلال.

چرا قطبی تو را خط زد و محسن بنگر را دعوت کرد... اما گفت بمان می‌خواهم تو را به جام ملت‌ها ببرم؟ این خیلی مبهم است.

- خودم هم نمی‌دانم چرا بنگر دعوت شد.البته من به تصمیم قطبی احترام می گذارم.اما هر چه فکر می‌کنم به نتیجه‌ای نمی‌رسم.

اینجا یک سوال پیش می‌آید؛ اگر تو را می‌خواسته تا به جام ملت‌ها ببرد اساسا چرا خط زده، اگر تو را نمی‌خواست چرا گفت بمان؟!

- هر روز این سوال‌ها را از خودم می‌پرسم اما جوابی برایش نمی‌یابم، بگذار مبهم باشد، این طوری خیلی بهتر است. دوست ندارم دیگر به تیم ملی فکر کنم.

هیچ وقت؟

- نه! هدف‌های بزرگتری در سر دارم. مطمئن هستم سرانجام روزی به حقم در تیم ملی می‌رسم. من دوباره این پیراهن را به دست می‌آورم اما این بار خیلی بهتر. در خودم می‌بینم که بازیکن فیکس تیم ملی باشم و قطعا به این مهم هم می‌رسم.

گفتی نمی‌خواهی دیگر درباره تیم ملی حرف بزنی. پس باید درباره استقلال حرف بزنیم، موافقی؟

- بله، فکر می‌کنم از استقلال حرف بزنیم خیلی خوب است. این روزها خیلی فشار روی بازیکنان است. هر روز تمرین، آن هم صبح و عصر ...

کلافه شدید؟

- سخت است اما مجبوریم تحمل کنیم. استقلال بعد از پایان تعطیلات روزهای بسیار دشواری را پیش رو دارد. باید این پروسه سخت و دشوار بگذرد و تمام شود.

استقلال 2 باخت تلخ آورد؛ یکی مقابل ذوب‌آهن و دیگری مقابل فولاد. هفت امتیاز از دست دادید!

- باخت مقابل ذوب‌آهن هرگز حق ما نبود، این را همیشه می‌گویم. مقابل فولاد هم روز بسیار بد ما بود. آن روز یک اتفاق نادر در استقلال رخ داد. من فکر می‌کنم دیگر آن باخت نظیرش تکرار نخواهد شد.

خیلی‌ها امیدوارند این استقلال امسال بتواند در آسیا یک چیزی بشود. تو این امیدواری را باور داری؟

- برای قهرمانی در آسیا فاکتورهای بسیاری لازم است. واقعیت این است که استقلال امسال مهره‌های بسیار خوبی دارد. ما تمرین‌های بدنسازی بسیار خوبی را هم پشت سر گذاشتیم که این امیدوارترمان می‌کند. حقیقت این است که خودم به شخصه خیلی دوست دارم با استقلال قهرمان آسیا شوم. شاید امسال این اتفاق رخ دهد و بتوانیم در دور جدید مسابقات لیگ قهرمانان به بهترین عنوان دست یابیم.

حضور یورگن گده در تمرین‌های استقلال هم از آن خبرهایی بود که کسی انتظارش را نداشت!

- بله اما گده خیلی به استقلال کمک می‌کند. از روزی که ایشان آمده با مظلومی همکاری خوب و نزدیکی را شکل داده است. فکر می‌کنم گده از آن دست مربیانی است که می‌تواند به فوتبال ما کمک کند.

مدتی است بحث مشکلات مالی شما در رسانه‌ها مطرح می‌شود. این موضوع در رسیدن به اهداف‌تان تاثیرگذار است؟

- قطعا پول یکی از ابزار موفقیت است اما باید صادقانه بگویم که علی فتح‌الله‌زاده و همکارانش خیلی تلاش می‌کنند مشکلات مالی بازیکنان برطرف شود. بله، ما مشکل پول داریم اما دل‌های‌مان یکی است. همه دست به هم دادیم استقلال در لیگ موفق شود. مطمئن هستم که این اتفاق هم خواهد افتاد. هم در لیگ برتر و هم لیگ قهرمانان آسیا ...

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 3 بهمن1389 ساعت 18:4 | لینک ثابت |

سلام

مطلبی رو که می خوام بزنم روزنامه استقلال جوان روز پنجشنبه 9 دی چاپ کرده.در کل مطلب قشنگیه ولی اطلاعات اشتباه هم داشت که البته من درست اونا رو واسه شما هوادارای گل مینویسم...

روی موج رادیو اهواز

اگه می تونی از« مُو » رد شو!!!

قرارمان این شد. اینکه هر روز یکی از بازیکنان استقلال را زیر ذره بین قرار دهیم.خب روز گذشته آمار بازیکنان تیم را براساس دقایق حضورشان درون زمین به چاپ رسانده ایم که شاگرد اول استقلال هم پژمان منتظری اعلام شد.به همین دلیل اول از بچه زرنگ کلاس شروع می کنیم و نوبت به نوبت،بازیکنان تیم را مورد ارزیابی قرار می دهیم، اما این وسط فقط بچه ها از لحاظ آماری، کیفیت بازی و نقاط ضعف و قوتشان مورد بررسی قرار نمی گیرند.اتفاقاً قصد داریم چند نکته فانتزی و شاید شیرین را هم در این گزارش بیاوریم تا خوانندگان استقلال جوان هم بهتر بازیکنان خود را بشناسند... نوبت اول به بچه اهواز رسید!!!

                                    ----------------------------------------------------

بچه کوی پلیس اهواز

پژمان متولد 16 دی 62 است.در محله ی کوی پلیس اهواز به دنیا آمده.دوران کودکی در سوپرمارکت پدرش به او کمک می کرد و به این شغل علاقه زیادی داشت تا جایی که حتی همین الآن هم همان سوپرمارکت در محله کوی پلیس اهواز دربش به روی اهالی محل باز است تا هرکسی وارد آن می شود احوال پژمان را بپرسد و یک روز پس از بازی های استقلال این سوپرمارکت به میز گرد کارشناسان تبدیل شود. دوستان پژمان که گذری به این سوپرمارکت دارند در مورد بازی رفیق خود حرف می زنند و اینکه پژمان چقدر خوب بازی کرد چه ضعف هایی هم داشت... به هر حال این مغازه برای پژمان یادآور روزهای پرخاطره نوجوانی است. روزهایی که پشت دخل می نشست و اسکناس های صد و دویستی را جمع می کرد، پول های مچاله ای که باید صاف می شدند تا آخر ماه صرف بدهی ها باشد و خرج و مخارج خانه.

 

از دیهیم تا استقلال

اولین تیم پژمان منتظری دیهیم اهواز بود، اما نکته قابل توجه این است که این پسر اصلاً علاقه ای به فوتبال نداشت و به یکباره شانس در خانه اش را زد و مسیر زندگی اش عوض شد(قابل توجه نویسنده: علاقه داشت اما تو نوجوانی به دلیل مشکلات برنامه ای جدی برای فوتبالیست شدن نداشت). منتظری پس از دیهیم اهواز به فولادخوزستان رفت و همان جا بود که پله پله بالا رفت تا بازی های چشمگیرش نظر باشگاه را جذب کند. دکتر فتح ا... زاده با نظر ناصر حجازی این بازیکن را آبی پوش کرد تا در فصل 87-86 لباس آبی بر تن پژمان منتظری برود.

مرد همیشه ثابت ترکیب

اسقلال طی 4 سال اخیر روی نیمکت خود با تغییر پی در پی مواجه بوده. ناصر حجازی، فیروز کریمی، امیر قلعه نویی، صمد مرفاوی و پرویز مظلومی مربیان پژمان در استقلال بوده اند اما نکته قابل توجه این است که تمام این نفرات روی پژمان اعتقاد ویژه ای داشتند تا شماره 33 کمتر به دلیل مسائل منفی نیمکت نشین شود و طی این 42 ماه حضور در استقلال مرد همیشه ثابت ترکیب تیم باشد.

مصدوم نمی شود

استقلال در طول 2،3 فصل اخیر تعداد مصدومانش کم که نه زیاد بوده اند اما یک نکته مهم دیگر این است که پژمان منتظری از بین بازیکنان مصدوم استقلال کمتر سراغ فیزیوتراپی و کلینیک را می گیرد .شاید او به خاطر قد و قامت بلند و محکمش است که به سادگی مصدوم نمی شود...(لطفاً اسپند دود کنید)

من نه مُو

انگار همین الآن از اهواز به تهران آمده. لهجه این پسر هیچ تغییری نکرده و همچنان با لهجه شیرین جنوبی حرف می زند تا اصالت خود را هم حفظ کرده باشد. پژمان منتظری به زبان عربی تسلط دارد اما یک لر بختیاری جنوبی به حساب می آید.

پسته خام استقلال

بازیکن شوخ طبعی است و بچه های استقلال او را یکی از بامزه ترین های تیم می دانند، اما لقب پژمان منتظری در تیم پسته خام است. یکم فکر کنید تا ببینید استقلالی ها چرا این لقب را به پژمان داده اند؟ چی؟! چون خندان است؟ نه این یکی اشتباه بود، چون شبیه پسته است؟نه بابا... برو بعدی، چون بچه دامغان است؟ نه غلط است ما که از اول مصاحبه هی گفتیم منتظری بچه اهواز است... لطفاً بعدی... آره خودش است... منتظری چون همیشه در جیب هایش پر از پسته خام است بچه های تیم این لقب را به او داده اند.

چرا 33 ؟!

داستان 33... چرا پژمان شماره 33 را انتخاب کرده است؟ داستان به زمانی برمی گردد که او به عنوان یک پسر کوچک پا به تمرینات فولاد خوزستان گذاشت. همه شماره های تک رقمی و خوب، شد برای بچه های زرنگ و با تجربه تیم، شماره 33 که کسی برنمی داشت را انداختند به پژمان اما به قول خودش من از همین شماره قد کشیدم. وقتی هم که به استقلال آمد درخواست شماره 33 را کرد که خوب به او تحویل داده شد تا آقا پژمان با این شماره خودش را معرفی کند.

فراری از مصاحبه

پژمان اصلاً اهل مصاحبه نیست. خیلی کم مصاحبه می کند و کم تلفن خبرنگاران را جواب می دهد. به قول خودش سالی 10 بار بیشتر مصاحبه نمی کنم آن هم در مواقعی خاص. به هر حال منتظری از حاشیه فراری است تا به جای پاسخگویی به تلفن خبرنگاران بیشتر به دنبال استراحت و مطالعه باشد.

 نماد تعصب

شایداوراهم بتوان پسربخیه دانست . پژمان منتظری در جریان بازی استقلال و شاهین طی برخورد شدیدی با فرزاد آشوبی دچار مصدومیت شدید از ناحیه سرشد تا حتی برای دقایقی هوش و حواسش راازدست بدهد . منتظری پس از اینکه به بیمارستان منتقل شد 10 بخیه خورد تا نماد یکی از متعصب ترین بازیکنان استقلال باشد .


حلقه اسرارآمیز

یک حلقه همیشه در انگشتان اواست . از روز اولی که به استقلال آمد این حلقه را به دست داشت البته این حلقه هیچ ارتباطی به متاهل بودن ندارد . پژمان منتظری مجرد است ودرتهران تنها زندگی می کند اما همیشه به محض تعطیلی تمرینات استقلال بلیت اهوازمی گیرد و شبانه به شهرش می رود تا دیداری با خانواده اش داشته باشد وسرمزار پدرومادرش حاضر شود .


به و عده اش عمل کرد

دوستان صمیمی او در استقلال ایمان مبعلی،فرهادمجیدی، مهدی امیرآبادی،میلاد میداودی و... هستند، اما نکته قابل توجه این است که مبعلی بیشتر به خاطرپژمان منتظری به استقلال آمد . پژمان درسال اول حضورش در استقلال این قول را داده بود که رفیق صمیمی اش را آبی پوش کند که این وعده پس از گذشت 3 سال عملی شد .


بیوگرافی

متولد 62/10/16 است اما در شناسنامه اش تاریخ تولدش 62/6/15 به ثبت رسیده تا پژمان زودتر از تاریخ تولدش به مدرسه برود . دارای 3 برادر و یک خواهراست وتحصلاتش را تا دیپلم تجربی پایان داد، اما با این حال شاید در فرصتی مناسب درس بخواند و تحصیل در دانشگاه را تجربه کند .


دیداردومادر،دو دوست

مهمترین خصوصیات اخلاقی اش به خونسرد بودنش برمی گردد اما بچه خیلی خونگرم و مهربانی است . بیشتراوقاتش را صرف مطالعه و تماشای فیلم می کند و درخیلی ازاردوها هم با خود کتاب به همراه دارد . در اردوهای تیم با ایمان مبعلی هم اتاق است . دوستانی که اتفاقا مادران شان هم قبل ازفوتبالیست شدن این دو،رفیق بودند اما فوتبالیست شدن آنها باعث شد دو دوستی که سال ها همدیگررا گم کرده بودند به واسطه پسران شان باز یکدیگرراپیدا کنند و رفت و آمد خانوادگی شان را از سر بگیرند .


تضاد رنگی

بازیکن استقلال ، برادرش یک پرسپولیسی شدید است ، اما تضاد رنگی آنها هیچ تاثیری درعاطفه برادری شان ندارد . هر دوبه معنای واقعی برادرند و حتی برادرقرمزپژمان برای موفقیت و سربلندی او در استقلال دعا می کند .


دفاع وسط چند پسته

پست تخصصی اش دفاع وسط است اما درسال اول حضورش در استقلال به عنوان هافبک دفاعی به میدان رفت . زمان حضور قلعه نوعی دراستقلال به پست اصلی اش بازگشت اما هر از چند گاهی از او به عنوان مدافع آخرهم استفاده شد . پژمان زمان حضورمرفاوی دراستقلال این بار دفاع راست تیم شد اما با آمدن پرویز مظلومی به استقلال او دوباره درپست تخصصی اش به میدان رفت .


بازیکن خونسرد وباهوش

نقطه قوت پژمان منتظری به خونسردی وهوش بالایش برمی گردد. اوبه عنوان مدافع زیرک وکاربلد دردفاع تیم قرارمی گیرد تا بیشترنمره20 را در کارنامه به نام خود ثبت کند. شماره 33 باید قدرت سرزنی اش رابالاترببرد تا بدون اینکه نقطه ضعفی داشته باشد روزهای پرفروغ را در آغوش خود بگیرد .


پژمان و دوگل

پژمان در 20بازی سپری شده استقلال 1620دقیقه برای تیم به میدان رفته است . مقابل تیم های پیکان و مس برای استقلال گلزنی کرد وبا گرفتن دو کارت زرد ،مرد 2اخطاره تیم به حساب می آید تا حواسش به داوران باشد که بی جهت محرومیت سراغش را نگیرد. او بیشترین دقایق حضور درون زمین را از جمع آبی ها متعلق به خود کرده است .


قربانی : پژمان رادیواهوازاست

از پیروز قربانی خواستیم به عنوان یک مدافع در مورد پژمان منتظری حرف بزند . پژمانی که با او رفیق بود و در سال های حضور کاپیتان در استقلال ، با او هم اتاقی بود . پیروز اول از هر چیز از پرحرف بودن شماره 33 صحبت کرد و گفت : پژمان خیلی زیاد حرف می زند . یکی ، دو سال است که از او دور شده ام اما می دانم که پژمان پرحرفی اش همچنان ادامه دارد . اول من فکر می کردم خودم بازیکن پرحرفی هستم اما دیدم پژمان رو دست من زده . وقتی که با او هم اتاق بودم اینقدر حرف می زد که سرم درد می گرفت ( با خنده و شوخی ) به خاطر همین است که به او می گوییم رادیو اهواز اما به هر حال قربانی باید حرفی هم از خصوصیات فنی منتظری می زد : « پژمان از لحاظ فنی بازیکن خیلی خوبی است . البته هر بازیکنی که به استقلال یا پرسپولیس می آید حتما بازیکن خوب و آماده ای است چرا که اگر غیر از این بود هیچ وقت هواداران ، آن بازیکن را نمی پذیرفتند البته من فکر می کنم پژمان در پست دفاع وسط خیلی راحت تر کار می کند تا در بقیه پستهای غیر تخصصی اش .


حجازی : در اخلاق و بازی نمونه است

ناصر حجازی مربی بود که پژمان منتظری را به استقلال آورد . باورش داشت و به خاطر همین از او خواست از اهواز به تهران بیاید و آبی پوش شود . به همین بهانه از اسطوره استقلال خواستیم از منتظری حرف بزند که او پژمان را یکی از با اخلاق ترین بازیکنان تیم دانست و گفت : منتظری در اخلاق و بازی نمونه است . بی حاشیه بودن این بازیکن خیلی در موفقیتش به او کمک می کند . این مدافع جزو آن دسته بازیکنانی است که در چند پست می تواند برای استقلال به بازی گرفته شود که همین مسئله در موفقیتش خیلی نقش دارد . به هر حال من بر این باورم او می تواند در تیم ملی به ثبات برسد و با پیراهن ملی بهترین بازیها را از خود به نمایش بگذارد .


اصغری : منتظری راحت دریبل نمی خورد

حتما یک مهاجم بیشتر از بقیه بازیکنان می تواند در خصوص یک مدافع صحبت کند . به خاطر همین ترجیح دادیم این مهاجم را انتخاب کنیم تا بگوید در مصاف با مدافعی به نام پژمان منتظری چه حس و حالی داشته ، این مهاجم هم کسی نبود جز هادی اصغری . مهاجم صبا از پژمان اینگونه حرف زد : « منتظری پسر خیلی خوب و با شخصیتی است که من به عنوان یک مهاجم می گویم او به راحتی دریبل نمی خورد و هیچ وقت هم در کارهای دفاعی عجله نمی کند و با خونسردی به دفاع می پردازد . در کل می توانم بگویم منتظری دفاع مستحکمی است و ایراد واضحی هم از او دیده نمی شود . او به خوبی در حملات تیمش شرکت می کند و در کارهای دفاعی هم به راحتی از مهاجمان حریف جا نمی ماند . پژمان آقاست و به لحاظ شخصیتی او را خیلی قبول دارم .

پسر افتخارات در آینه فردا آلبوم می شود 

و پژمان منتظری این بود . پسر نخل های جنوب و خونگرمی که می تواند سبدی بردارد و از شانه های آسمان بالا برود و بعد تمام ستاره ها را بچیند و رخ ماه را با آرزوهایش به تصویر بکشد . مرد شماره 33 می تواند کاری کند که مستطیل سبز از حماسه هایش عکس بگیرد تا در آینه فردا تمامی افتخاراتش آلبوم شود . او مرد تمامی روزهای سخت است . وقتی بابا رفت ، وقتی مادر صحبت کرد و گفت پسرم مواظب خودت باش و دیگر هیچ وقتی صورت قشنگش دیده نشد ، پژمان یاد گرفت که باید صبور بود ، باید ایستاد و در دفتر نوشت به خدا توکل می کنم ، آن مهربان هوایم را دارد .....

آری منتظری یاد گرفت و یاد داد که می توان با تلاش ، با جدیت به تمام فرداهای نیامده دست تکان داد تا رنگ طلایی به خود بگیرد .
و پسر بلند شو .... تمام آن روزهایی که می خواهی در انتظار تو هستند فقط چمدان تلاشهایت را دو تا کن و به دست بگیر تا فردا با پیراهن تیم ملی کاری کنی که خورشید از حیرت ، انگشت بر دهان ببرد ، بلند شو پسر ....

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 12 دی1389 ساعت 23:16 | لینک ثابت |

سلام

قبل از اینکه این مصاحبه از پژمان رو بخونین لازمه دونستم یادآوری کنم که  خدا همیشه مزد تلاش بنده هاشو می ده.اونایی که از رو شکم سیری نشستن حرف می زنن و هی میگن آقا بازیکنا وضعشون توپه، چه میدونن غم چیه، درد چیه...!  بیخیال!

فقط خواستم بگم که  پژمان خیلی سختی کشید تا به اینجا رسید (خیلی از فوتبالیست های ما همینجوری بودن!) ، چه روزا که تو گرما و شرجی اهواز ساعت 3 بعد از ظهر رفت سر تمرین و بازی... تازه این یه قسمتشه، همزمان کار کردن و درس خوندن و فوتبال هم یه روی دیگشه!!!

یه روی دیگه هم اتفاقای تو بازیه (خدا کنه که واسه هیچ بازیکنی اتفاق نیفته!).اینا دارن با جونشون بازی میکنن...

بقیشو میذارم به عهده خودتون و انصافتون....

حالا هم پژمان و امثال اون دارن مزد زحمت شونو می گیرن، اونایی که چشم بسته نشستین حرف بی خود می زنین، یکم انصاف به خرج بدین!!!

نقل این مصاحبه برام سخت بود،چون لحظات تلخ پژمان لحظات تلخ منم بوده و میدونم تو دل پژمان چه خبره ،ولی این مطلب رو گذاشتم چون تو اینترنت ندیدم و خواستم اونایی که همینجوری نظر می دن این مطلب رو بخونن...


نام : پژمان

نام خانوادگی : منتظری                                                  

نام پدر : محمدرضا  

محل تولد : اهواز

محل سکونت : تهران ، سعادت آباد

شماره شناسنامه : 4322

قد : 1.87

وزن : 79

مشخصات ظاهری از زبان خودش : سبزه و با نمک !

رنگهای مورد علاقه : آبی و مشکی

خواننده مورد علاقه : احسان خواجه امیری

اتومبیل مورد علاقه : هرچی راه بره !

اولین ماشینی که چشمش دنبالش بود : یک پژو 405 مشکی

فرد مورد علاقه : هزار نفر ، اما تشکر ویژه از ایرج خیراللهی ، داماد خانواده که به مادر جان خیلی کمک کرد .


قسمت اول:

پول را گذاشتم کف دستان پینه بسته مادرم...

و های های گریه کردم!

تصویر اول : اهواز ، کوی پلیس ، سوپرمارکت

* 10 سال قبل کجا بودی پژمان ؟

(می رود تو فکر ) یه سوپرمارکت تو اهواز داشتیم . کنار خونمون تو محله کوی پلیس . سوپر مال خودمون بود . اونجا کار می کردم . آره 10 سال قبل تو سوپرمارکت خودمون بودم .

* لابد تو کار گرونفروشی و فروش آزاد شیر کوپنی بوده دیگه ؟ اعتراف کن تا بار گناهات سبک بشه .

(می خندد) اصلا شیر کوپنی به ما نمی دادن . ما از همون اول شیر آزاد می فروختیم .

( می رود توی فکر. لبخند از لبش پاک می شود ) 30 ساله تو اون منطقه ایم . آزارمون به کسی نرسیده . اهالی محله از خانواده ما راضی هستن.

* پژمان کجای کار سوپرمارکتی تو محله پلیس اهواز ، سخت بود ؟ از کدوم تیکه کار بدت میومد؟

حساب جمع کردن . اونجا نسیه می بردن و سرماه پول میدادن . کار سخت من جمع کردن حساب کتاب بود . آدم روش نمی شد به بچه محل بگه پول بده ! منظورم اینه که محله گرمی داشتیم . هنوزم اینطوریه . همه با هم رفیقن .

* به عنوان کسی که خودم هم بچگیم تو یه مغازه بزرگ شده ، بذار خودم شیرین ترین قسمت کار مغازه داری رو خودم بگم : ناخنک زدن .

( می خندد) پس تو هم اهل ناخنک زدنی ؟

* بودم

آره . ناخنک زدن خیلی شیرین بود اما از اون شیرین تر جمع کردن دخله . من عاشق جمع کردن دخل آخر شب بودم . خیلی حال میداد ببین سود آنچنانی نداشت هنوزم نداره اما برکت داشت خیلی برکت داشت .

* هنوزم مغازه رو دارین . درسته ؟

آره . الان دست رفیقمه . برکت اون پول باید تو زندگی مون بمونه. اون پول برای خانوادمون خیلی مفید بود.

* آخرین بار که اونجا بودی و یا پفکی دست مردم دادی کی بود ؟

پفک نه اما آخرین بار یه ماه پیش بود من هر وقت اهواز باشم حتما سوپرخودمون هستم . هر کی باهام کار داره میاد اونجا . میرم تو مغازه میشینم رفیقام میان اونجا.

* خب بریم سراغ تصویر تو در سوپرمارکت . به چه فکر می کردی 10 سال قبل ؟

به همه چی جز فوتبال اصلا تو فکر فوتبالیست شدن نبودم . فقط فکرم تو این بود که مغازه رو بزرگ کنم . فکرم این بود که به کار و کسب خانوادگی توسعه بدم .

* چون ؟

چون چی ؟!!!!

* یه جوون اهوازی ، فکر فوتبال نیست . فکر اینه که سوپرمارکت رو بزرگتر کنه اونم تو شونزده – هفده سالگی . این فقط میتونه یه دلیل داشته باشه ..... فقر .....

( می رود توی فکر ) اما خیلی سختی کشیدیم . تا وقتی پدرم خدا بیامرز بود مشکل نداشتیم اما بعدش ورق برگشت . بار افتاد رو دوش خدا بیامرز مادرم .

* خدا بیامرزه هر دوتاشون رو .

خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه . چهار تا داداش بودیم . یه خواهر . خدا بنده هاشو می بینه . این چیزیه که من تو اون سختی یاد گرفتم . خدا دست منو گرفت تا من دست خانوادمو بگیرم .

این چیزیه که تو اون سختی به من هدیه شد . خدا اون سختی ها رو به من داد تا ظرفیت و لیاقت خدمت کردن به خانوادمو داشته باشم .

* این جادو ، این واقعیت ، این سختی های فراموش نشده ، هنوزم تو تکل زدن یا سر زدنت تأثیر داره ؟

آره صد در صد . من برای خانوادم می جنگم . من خانوادم رو دوست دارم . اونا برای من آرامش فکری ایجاد کردن . یکیشون مریض باشه به من نمیگن که تمرینم به هم نریزه . داداش کوچیکه من پرسپولیسی تیره. هیچ وقت منو سر قضیه اومدنم به استقلال نمی بخشه اما دعام میکنه . برد استقلال براش مهمه چون من براش مهم هستم . من و خانوادم پشت هم هستیم . این همه اون چیزیه که مهمه .

* بذار برگردیم تو سختی های اون دوران .

من بچه بودم . ولی وقتی می دیدیم مادرم خدا بیامرز داره پای تلفن برای قرض کردن صد هزار تومان پول با این و اون حرف میزنه ، خون خونمو میخورد . بعضی شبا مادرم از سر نگرانی نمی خوابید . خدا کمکم کرد تا بتونم تو زمانی که بود یه بخش کوچیکی از زحماتش رو جبران کنم .

* حس می کنم تو یه حس عمیق رفتی . اینجا نیستی .

یه ماه و نیم بود که از این فلاش بک ها نداشتم . نرفته بودم به اون زمان هروقت میرم اهواز سر خاک بابا و مامان به اون روزا فکر میکنم الان این سوال رو که پرسیدین اون خاطرات زنده شد.

* تلخه ؟

نه هم تخله هم شیرین اما تلخیش سخته .

* اصلا و ابدا نمی خواستم کاری کنم که ناراحت بشی اما حس میکنم تو کلاست بالاتر از این حرفاست که بخوام ازت سوالای ساده و روزمره بپرسم اگه پایه باشی کل مصاحبه رو بریم روی همین چیزا .

بریم مشکلی نیست .


 

 تصویر دوم : دستان پینه بسته مادر                                                              

* بذار یه مقدار در مورد فوتبالی شدنت حرف بزنیم . چی شد که پژمان منتظری کاسب و شیر گرون فروش ، شد پژمان منتظری فوتبالیست ؟

خب من فوتبال بازی میکردم . این نبود که فوتبال بازی نکنم . اون موقع رو آسفالتای داغ اهواز فوتبال بازی می کردیم پا تاول می زد . مهم نبود کفش پات باشه یا نه . تو محل فوتبالیست خوبی بودم اما عشق فوتبال نبودم . باورت میشه قبل اینکه فوتبالیست بشم فقط یه بار رفته بودم ورزشگاه ؟

* نه ! داری راست راست توی چشای من نگاه میکنی و دروغ میگی !

( میخندد) دروغ نمیگم . فقط یه بار رفته بودم ورزشگاه اصلا جدی نمی گرفتم فوتبال رو. بعدا برای فوتبال حریص شدم .

* رک و رو راست دنبال یه راه فرار بودی که وضع مالی خونه خوب بشه . سوپرمارکت بگیر و نگیر داشت و بعد یه دفعه در فوتبال باز شد و رفتی تو . درست گفتم ؟

آره . دنبال یه راهی بودم که یا فروش بیشتر بشه یا اینکه سوپرمارکت رو بزرگتر کنم . بعد یه دفعه فوتبال پیش اومد . دیهیم اهواز بودم بعد رفتم امیدای فولاد بعد دیگه خودم رو کشتم تا برسم به تمرین بزرگشالان فولاد.

* اولین پولی که از فوتبال گرفتی یادت هست ؟

( چشماش برق می زند ) مگه می شه یادم بره ؟! تو دیهیم اهواز بودم ببین اون خودش یه داستانه 200 هزار تومان به من پول دادن خیلی بود اون موقع باور کن به اندازه صد میلیون الان به من چسبید . تو اوج مشکلات مالی بودیم خیلی اوضاعمون بی ریخت بود خیلی تحت فشار بودیم از باشگاه زنگ زدن و گفتن پولارو ریختن به حسابم .

* بعد؟

رفتم بانک . تا حالا اون همه پول تو بانک نداشتم . کل پول رو درآوردم . بعد ترسم گرفت . پول رو ازم نزنن ؟ پول رو با هزار بدبختی قایم کردم رفتم سوار تاکسی شدم . عین این فیلما بود فکر می کردم الان همه آدمای تو تاکسی خبر دارن که من پول همراهمه . از تاکسی پیاده شدم تا خونه ام صد قدم راه بود . اون صد قدم رو پرواز کردم . زنگ در خونه رو زدم . نه یه بار که چند بار درو که باز کردن رفتم پیش مادرم . نفس نفس می زدم منو دید نگران شد . ازم پرسید چی شده ؟هیچ نگفتم . بغض تو گلوم بود یه لحظه تموم اون سختیا اومد جلو چشام . پاکت پول رو گذاشتم تو دستای پینه بستش و های های زدم زیر گریه ...

بعدا پولای بیشتری رو بردم خونه اما هیچ پولی هیچ وقت ، هیچ جا به اندازه اون دویست هزارتومان به من نچسبید . هیچ پولی ، هیچ جا ، هیچ وقت مزه اون پول رو نداشت .

 

 تصویر سوم : مرگ پدر                                                                           

* می بخشی اما دوست دارم قضیه پدرت رو بدونم چی شد که پدرت فوت کرد ؟

این یکی از بدترین تصویرهای زندگیمه خیلی تصویر تلخیه

* میخوای ازش بگذریم ؟

نه می خوام بگم . خودم می خوام بگم . خواب بودم همه مون خواب بودیم خونه ما دوتا حیاط داشت ظهرای خوزستان خیلی خیلی گرمه غیر از خواب هیچ کار دیگه ای نمی شه کرد . ما همه خواب بودیم اما بابام خدا بیامرز برای اینکه گرما اذیتمون نکنه رفته بود کولر رو درست بکنه که برق گرفتش .

* هیچی نمیتونم بگم .... فقط میتونم گوش کنم .

مادرم متوجه تأخیر پدرم شده بود رفت تو حیاط پشتی و بعد دید که بابام افتاده روی زمین . من با صدای فریاد مادرم از خواب بیدار شدم . همسایه ها سریع اومدن کمک آقای بید مشعل همسایه نزدیکمون که سرهنگ راهنمایی و رانندگی بود بابام رو برد بیمارستان می دونی ؟! اون خیلی مرد خوبیه به من و خانوادم نزدیک بود و هست . بابام تو ماشین اون تموم کرد به بیمارستان هم نرسید .

* تو چند سالت بود ؟

ده شایدم یازده و نیم بچه بودم . نمی دونستم چه اتفاقی افتاده می دونی ؟ نمی تونستم خوب درک کنم که چه چیزی رو از دست دادم . خیلی ناراحت بودم گریه می کردم اما هنوز به اون درک عقلی نرسیده بودم .

* کی به اون درک عقلی رسیدی ؟

خیلی دیر .... خیلی دیر .... چند سال بعد برای پدرم آه کشیدم آه خیلی تلخی بود می دونی ؟ بعدا که فوتبالیست شدم آه کشیدم که کاش این اتفاق دیرتر می افتاد من اعتقاد دارم پدرم ، روح پدرم الان داره منو میبینه و از پیشرفت من خوشحاله . آه من مال اینه که من هیچ وقت فرصت نکردم . خوشحالی رو از تو چشاش بخونم . وقتی معروف شدم وقتی موفق شدم حسرت این رو داشتم که پدرم بیاد سمتم بزنه پشتم و و من تو چشاش بخونم که ازم راضیه .

 


 

تصویر چهارم : مرگ مادر                                                                         

* می بخشی پژمان ، اصلا نمی خواستم این تصویرها رو بیارم   چشمات .

نه من خودم هر چند وقت یک بار این کار رو می کنم کمک می کنم یادم نره کی بودم و کی هستم کمک می کنه که همه چی یادم باشه . کمک می کنه یادم نره تو زندگیم چه حسرتایی داشتم یکیش همین قضیه پدرم .

* اما عوضش مادرت این حسرت رو برات نذاشت اون دید که تو موفق شدی اون دید که تو تبدیل شدی به یکی که رو پای خودشه ، موفقه ، مردم میشناسنش . تو این حسرت رو نخوردی . تو این آه رو نکشیدی

برای مادرم یه آه دیگه کشیدم آهی که برای مادرم کشیدم این بود که مادرم رو تو یه ماه آخر زندگیش اصلا ندیدم این بزرگترین حسرت منه فقط رفتم خونه و بعد فهمیدم که چند ساعت قبل مادرم تموم کرده . بالا سرش نبودم ندیدمش باهاش حرف نزدم لبخند آخرش رو ندیدم برای آخرین بار دست نوازشش رو روی سرم حس نکردم .

* بذار از اول بریم جلو

استقلال زمان فیروز کریمی بود . رفته بودیم امارات اردو. رسیدیم تهران و گوشیم رو روشن کردم مادرم زنگ زد تولدم بود یه ماه بود خونه نرفته بودم . مادرم زنگ زد گفت برگرد خونه گفت بیا شب تولدت با هم باشیم گفتم برسم خونه زنگ می زنم از باشگاه اجازه میگیرم میام . رفتم خونه دوش گرفتم ساکم رو باز کردم زنگ زدم خونمون تو اهواز که ببینم چه خبره اما کسی جواب نداد . تعجب کردم ! بعد از خونه زنگ زدن می تونستم از تو تلفن حس کنم که یه اتفاقی افتاده می تونستم بو بکشم می تونستم از پشت تلفن بفهمم که تو خونمون یه اتفاقی افتاده بهم گفتن حال مامان بده بیا راضیش کن بره دکتر ! می دونی ؟ خانواده ما یه طوریه که اصلا بیمارستان نمی ریم اگه یکی بخواد بره دکتر باید کل طایفه جمع بشن و ببرنش دکتر . از خونه زنگ زدن و گفتن بیا خونه . بعد مهدی امیرآبادی زنگ زد به اون خبر داده بودن مهدی گفت با باشگاه صحبت کردم برو خونه اونجا دیگه شکم بیشتر شد رفتم خونه تو هواپیما دل تو دلم نبود . رسیدیم اهواز داشتم دیوونه می شدم و تو خودم نبودم تو خودم جا نمی شدم . می خواستم از خودم بکنم تا زودتر برسم خونه رفتم خونه .... پارچه سیاه رو دیدم و رفتم تو خونه .... ( می رود تو فکر ... سکوت می کند ... اتاق در سکوت فرو رفته کسی حرف نمی زند ) می دونی ؟ دو هفته بعد رفتنش دلم خوش شد به این که همون طوری رفت که خودش می خواست همیشه خدا می گفت : یه جوری برم که اذیت نشم . تو خواب رفت . خدا دوسش داشت خدا دوسش داشت مگه نه ؟

* آره آره رفیق خدا دوسش داشت

خودم رو نبخشیدم خودم رو نبخشیدم که چرا پیشش نبودم

* نمی تونستی پیشش باشی تو اردوی بدنسازی بودی تو خبر نداشتی .... تو نمی دونستی .... تو فکرشم نمی کردی .... عوضش دلت خوشه که مامانت می دونست که تو موفق شدی .

( لبخند می زند ) آره می دونست . راضی بود خوشحال بود دیگه چی از این مهمتر ؟

 

 تصویر پنجم : حسرت دیدن یک فیلم هندی بدون برفک                                       

* زندگی تو اهواز ، با زندگی تو تهران خیلی فرق داره . اونجا آدم یه طور دیگه بزرگ می شه ، یه طور دیگه حسرت می خوره ،یه طور دیگه عاشق میشه ، اونجا آدم یه طور دیگه فوتبالیست میشه . اونجا آدم یه طور دیگه زندگی می کنه . فکر کنم آماده ای که یه تصویر از کودکی های خودت رو در تایید این حرف من بیان کنی درسته ؟

( می خندد) من از بچگی ، عشق فیلم بزرگ شدم خیلی فیلم می دیدم . الان یه فیلم باز حرفه ای هستم . راسل کرو رو دوست دارم . خیلی از فیلماشو دیدم . مثلا مرد سیندرلایی رو 5 بار دیدم . به نظرم کرو تو این فیلم خیلی خوب تونست نقطه اوج یا نقطه شکست یه ورزشکار حرفه ای رو نشون بده . بروس ویلیس رو دوست دارم . فیلم رومنس زیاد نگاه می کنم . می دونی ؟ خیلی احساساتی می شم وقتی فیلم نگاه می کنم . دوست دارم پای فیلم احساساتی بشم .

* و این دلیلی داره که به اهواز و روزهای کودکی برگرده ؟ مثلا نگاه کردن فیلمای غمگین تو بچگی ؟

( می خندد ) فیلم هندی . ببین تو اهواز با همون آنتن معمولی تلویزیون می تونی تلویزیون کویت رو بگیری ، چهارشنبه ها و پنجشنبه ها ، کانال کویت فیلم هندی پخش می کرد . کل خانواده پای تلویزیون بودیم همه با هم بابا ، مامان ، ماها .

* فیلمها دوبله عربی بودن ؟

آره خب ما عربی می فهمیدیم گاهی وقتا دوبله انگلیسی بود که خواهرم ترجمه می کرد می دونی ؟ همش برفک بود . بالاخره آنتن اصلی که نبود فیلم هندیاش همش برفک بودن یه زمان ده درصد تصویر برفک بود اون روز جشن می گرفتیم . یه روزایی اما باد میومد بارندگی بود هوای کویت بد بود بعد برفک می شد چهل درصد اون وقت تو خونه دعوا بود که کی بره آنتن رو بالا پایین کنه که تصویر خوب بشه .

* لابد اینم یه داستانی داره ، آره ؟

( می خندد ) چهار تا بودیم یکی می رفت پای آنتن یکی می رفت پای پنجره همه جیغ می زدن از پای آنتن داد می زد خوبه ؟ صداش می رسید پایین بعد از لب پنجره داد میزدن که نه ! بده چپ ... بده راست خوبه تنظیم شد نه ! خرابش کردی .... برگرد چپ تکون بده ( می زند زیر خنده ) حسرت دیدن یه فیلم هندی بدون برفک موند رو دل بچگیام .

* آخرین فیلم هندی که دیدی ؟

میلیونر زاغه نشین

* کار به فیلمش ندارم من هفته قبل کتابش رو تموم کردم .

مگه کتاب داره ؟

* آره اصل داستان اقتباس از یه کتابه ، کتابه از فیلم بهتره .

من کتاب دوست داشتم . می دونی ؟ پدرم خیلی کتابخون بود. کتابخون حرفه ای .... تو شونزده سالگی یه دفعه تب کتاب منو گرفت . رفتم سراغ کتابای بابام خدا بیامرز چه کتابایی خوندم ، کلئوپاترا ، سینوحه ، کنیز ملکه مصر ، ناپلئون ... اسم اون جزیره که ناپلئون توش زندانی شد چی بود ؟

* سنت کلر .... نه ..... سنت هلن

آره همون ، کتاب از دستم نمی افتاد بعد دیگه زده شدم .

* خواجه تاجدار چطور ؟

نه الان دست ایمان مبعلیه خوندش ازش میگیرم .


قسمت دوم:

با پژمان منتظری و حوادث بازی با شاهین بوشهر!


 


 

تصویر ششم : رازهای موفقیت


* آدم الکی موفق نمی شه ، امکان نداره . اگه پژمان منتظری الان برای خودش کسی شده ، حتما یه دلیلی داشته ؟

بهت گفتم روی آسفالتای داغ اهواز فوتبال بازی می کردم. اون اول کار ، اول راه بود. می دونی ؟ از سر تمرین رفتن لذت می بردم . هر روز ساعت دو و نیم بعدازظهر ، زیر تندترین و داغ ترین آفتاب دنیا می رفتم سر تمرین . همه میگفتن پژمان دیوونه است . با همه این حرفا می رفتم سر تمرین . علاقه داشتم ، رفتم دنبال فوتبال با تمام علاقه . دنبال پول نرفتم . دنبال تمرین رفتم . دنبال عشق رفتم . فوتبال برام عشق بود .

* از همون لحظه ای که فوتبال رو جدی گرفتی ، شد عشق ؟ 

از همون لحظه ، یه تیمی بود به نام پرسپولیس اهواز . من کوچکترین بازیکن اون تیم بودم . هم مهاجم بازی می کردم هم هافبک راست . تو اون تیم حتی یک دقیقه بازی رسمی هم به من نرسید اما تنها کسی بودم که از اون تیم اومد بالا . تنها کسی بودم که به یه جایی رسید. تنها کسی بودم که برای خودش کسی شد . از من بهتر هم تو اون تیم بود . از من قوی تر هم بود اما من اومدم بالا . 

* و فکر می کنی دلیل این اتفاق چی بود ؟

اول خواست خدا و دوم دعای مادر. دعای مادرم پشت سرم بود . باور کن شعار نمی دم . اعتقادم رو بیان می کنم . خیلی ها شعار می دن سر این چیزا ، اما من واقعا دعای مادرم رو دیدم که راه ها رو برام باز کرد . پشتکار هم داشتم . این فوتباله . از تو بهتر هم هست اما تو میای بالا، شانس هم تو موفقیت من دخیل بوده . حتما بوده .

* بیا یه مقدار درمورد این شانس و دعای مادر حرف بزنیم جایی بوده که این دوتا با هم بشن یکی ؟

آره ، من راحت ترین کارت پایان خدمت دنیارو گرفتم . رفتم امیدای فولاد که یکطوری کارای خدمت رو انجام بدن . می خواستم یه طوری بشه که خدمت از فوتبال دورم نکنه . بعد یه دفعه یه نامه اومد خونه ما . این یکی از لذت بخش ترین صحنه های عمرمه . بعضی وقتا سر نماز به این صحنه فکر می کنم .

* چه نامه ای ؟

نامه اومد که چون پدرتون سابقه چهل ماه منطقه جنگی رو داره یکی از پسرها معاف میشن . خب داداشم رفته بود خدمت . خیلی راحت به من رسید . خیلی راحت کارت معافی اومد دم خونم . این میشه تلفیق شانس و دعای مادر . خواست خدا هم بود که همه چی خواست خداست .

* چیز دیگه ای هم برای موفقیت هست ؟

آره ، حس مسئولیت پذیری نداشته باشی بالا نمی کشی خودت رو . وقتی می دیدم مادرم داره بال و پر می زنه که زندگی ما یه طوری بچرخه ، انگیزه ای شد برام که بیام بالا . همون موقع حس مسئولیت پذیری رو تو خودم کشف کردم . خوشم اومد از این حس و تقویتش کردم . ازش لذت بردم . تا مسئولیت پذیر نباشی ، نمی تونی تو زندگی ، تو کار ، تو درس ، تو هر چی که بخوای پیشرفت کنی .

 

 

تصویر هفتم : اولین تمرین استقلال


* از استقلال بگو . از اولین روز تمرین استقلال.

یادمه سبز پوشیده بودم . نمی دونم چرا اما لباسم سبز بود . اون روز برای من روز خوبی بود . خیلی تشویقم کردن . با خیلی از بچه ها تو اردوهای مختلف تیم ملی همبازی بودیم . همه چیز خیلی خوب پیش رفت .

* خونگرمی مخصوص جنوبی ها کمک کرد تا روز اول راحت پیش بره ؟

آره ، میلاد هم همین شرایط رو داشت . روز اول خیلی زود گرم گرفت . با همه هم گرم گرفت . این خون و حس جنوبی هاست . اینطوریه دیگه .

* معمولا برای هر کسی تو محل جدید کارش ، یه لحظه وجود داره . یه « آن » یه تصویر ، یه چیزی که باعث میشه همه یخ ها آب بشن و همه چی خوب پیش بره یا برعکس همه چی گره بخوره و تو حس کنی نمی تونی اونجا موفق بشی . برای تو اون لحظه خاص که حس کردی استقلال تیم توئه ، کی بود ؟

اولین روزی که رفتم باشگاه برای مذاکره . من بازیکن آزاد بودم . قبل از استقلال با سه تا باشگاه مذاکره کردم و بعد از استقلال هم یکی ، دوتا باشگاه دیگه تو صف بودن . اون احترامی که تو باشگاه به من گذاشتن همون چیزی بود که نیاز داشتم . اون لحظه خاص ، وقتی بود که فهمیدم استقلال واقعا « پژمان منتظری » رو می خواد نه یه دفاع آزاد . نه اینکه حالا پژمان نشد یکی دیگه . وقتی وارد باشگاه شدم ، فتح اله زاده ، نظری و بهرام امیری برام خیلی کلاس گذاشتن . خیلی خیلی زیاد .

کیف کردم . دیدم باشگاه داره چه شخصیتی به من می ده . اصرار ناصر خان هم برام مهم بود . تلفنی با ناصر خان حرف زدم ، حس کردم واقعا منو می خواد . دیگه برام هیچی مهم نبود با استقلال تموم کردم .

* پس تو قبل از اینکه تو تیم جا بیفتی تو باشگاه جا افتادی ؟

ببین انتخاب تیم دست بازیکنه . تو باشگاه رو می خوای یا باشگاه تورو می خواد . بعضی وقتا هر دو . همه چیز نهایی می شه و تو می ری سر تمرین . حالا اینجا تو باید باهوش باشی . باید ببینی تیم ، تورو دوست داره یا دوست نداره . شاید جمع ، بازیکن رو بپذیره یا اون رو پس بزنه . باز هم تو می تونی تو دل همه جا بشی . حتی اگه روز اول هم همه تورو پس بزنن تو می تونی خودت رو به مرور تو دل همه جا کنی .

دوست داشته شدن که به جوک گفتن نیست . فقط اونایی که بلدن شیرین زبونی کنن یا همه رو بخندونن محبوب نمی شن . یه زمانی تو همه رو با سکوت جذب می کنی . با هیچی نگفتن . با شلوغ نکردن . یه زمان تو از بقیه کنار می کشی و اجازه می دی اونا بیان جلو .

 

 

 

تصویر هشتم : بازی با شاهین بوشهر

 

* ما که همه تصویرهای پژمان منتظری رو دیدیم ، چرا از بازی استقلال و شاهین بوشهر تصویری نداشته باشیم ؟

من تصویری ندارم از اون بازی . از وقتی سرم شکست تا وقتی بازی تموم شد هیچ تصویری ندارم .حتی یادم نیست بازی چطور پیش رفت . تو اون دقایق « هوشیاری آنی » داشتم اما حافظه بلند مدت و کوتاه مدتم در دسترس نبود . (می خندد) اگه ازم می پرسیدی ، اسمت چیه ؟ می گفتم پژمان ولی اگه دو دقیقه بعد ازم می پرسیدی ازت چی پرسیدم یادم نبود .

* از بچه ها نپرسیدی که تو اون دقایق داشتی چیکار می کردی یا چی می گفتی ؟

تو اون دقایق به بچه ها حرفایی زدم که وقتی شنیدم خودم خندیدم . مثلا به بچه ها می گفتم : بچه ها با غیرت بازی کنین دو تا 90 دقیقه دیگه مونده .

* نه بابا !

(می خندد) وسط بازی از یکی پرسیده بودم بازی حذفیه یا لیگ؟ یا آخر بازی که شاهکار بود رفتم پیش مسعود مرادی توپ رو با دعوا ازش گرفتم و گفتم : بده من . امیرحسین صادقی از پشت من به داوراشاره کرد بود که این الان قاطی داره ، باهاش کل کل نکن . مرادی هم توپ رو داد دست من .

باهاش چندتا روپایی زدم و بعد هم شوتش کردم وسط زمین . شانس آوردم توپ رو به خودش نزدم ! باور کن وقتی بچه ها به من اینارو گفتن قیافم مثل قیافه الان شما شده بود .

* ولی حس خوبیه . حساب کن می تونستی هر کاری بکنی و خیالت هم راحت باشه که کسی کارت نداره . مثلا بری بازیکن خودتون رو یا داور رو بزنی و بعدا هم بگی : دست خودم نبود . در حالت عادی نبودم . خیلی خوب میشه . دفعه دیگه به سرت ضربه خورد و چیزی نشد ، این کلک رو بزن . کیف می ده .

( می خندد ) من فقط برام جالب بود که تو اون لحظات چطور بازی کردم . خیلی برام جالب بود .تو روزنامه شما خودتون نوشته بودین هوادارا هم اس ام اس داده بودن که دم پژمان گرم! با سر شکسته سر زد .

باور کنین یادم نیست این کارو کردم . اگه هم انجام دادم ، نمی دونستم دارم چه کار می کنم . پای تعصبم ننویسین نفهمیدم که اون سر رو زدم چون خیلی درد داره . همین بازی قبل ، با سر شکسته تو تمرین سر زدم . جیغم دراومد ! هنوزم بخیه هام رو نکشیده بودم . دقیقا با زخمم سر زدم ، جیغم هوا رفت . 

 

 

تصویر نهم : لاکی نامبر من

 

* پژمان می خوام مصاحبه رو جمع کنم . بیا تصویر آخر رو روی شماره پیراهنت بریم ، چرا 33؟

(می خندد) یه جوری شماره شانس منه . دوسش دارم .

* خب دلیلش چیه ؟ از کی شروع شد ؟

تو اردوی فولاد که بودیم از امیدا رفتیم بزرگسال . اونجا شماره 33 رو به من دادن چون خیلی دیر رفته بودم و شماره های دیگه پر شده بود .

بعد با همون شماره خودم رو کشیدم بالا و عوضش نکردم چون جوون بودم و شماره یه رقمی بهم نمی دادن با همون شماره ، خیلی پیشرفت کردم . کیف کردم باهاش . اخت پیدا کردم با 33.

بعد دیگه اومدم استقلال شماره 6 حاج محمود رو به من دادن . از یه طرف خوشحال بودم که شماره کاپیتان رو به من دادن و از طرف دیگه شماره خودم رو می خواستم . تا روز آخر با شماره شش تمرین کردم بعد درخواست کردم که شماره خودم رو بهم بدن.به همین سادگی.اینم از داستان شماره شانس من!


پایان

نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه 29 آذر1389 ساعت 23:47 | لینک ثابت |
 

3 منتظری: اگر هواداران در این بازی مارا تنها نگذارند ما راه آهن را می بریم


منتظری در خصوص بازی روز دوشنبه استقلال و راه آهن به خبرنگار سایت رسمی باشگاه گفت: چشم همه دنیا به بازی های جام حذفی است، چون این جام از اهمیت بالایی برخوردار است . تیم ما هم اگردر سه بازی آینده پیروز شود می تواند جزو فینالیست های این دوره جام باشد. من مطمئنم اگر هواداران با وجود اینکه این بازی در اواسط هفته برگزار می شود ما را تنها نگذارند، ما می توانیم پیروز میدان باشیم.

نوشته شده توسط مهدی در شنبه 25 اسفند1386 ساعت 19:2 | لینک ثابت |

گل می زنم و شماره ۳۳ را به همه نشان می دهم!!!

جلوی پرسپولیس بمب می ترکانم...

او در همین چند بازی اخیر آنقدر خوب کار کرده است که ناصر حجازی بگوید: می خواهم از پژمان یک بکن باوئر بسازم.بازیکن محبوب اهوازی که باید قدر خودش را بداند.قدر خودش را و پیراهنی که امید خیلی هاست.همین!

پژمان حالا بهتر می توانی از انتخاب حرف بزنی؟

حدود یک ماه است که با استقلال زندگی می کنم.باور کنید نمی توانم احساسم را به طور کامل در این خصوص بگویم.خدا وکیلی نه به خاطر اینکه بازیکن استقلال هستم و باید برخی از شرایط را در نظر بگیرم.این حرف را بزنم حتی اگر به هر دلیلی همین حالا حضورم در استقلال پایان یابد باز هم می گویم که جو این تیم بی نظیر است.اصلا با آنچه تصورش را می کردم از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

مگر چه تصوری داشتی؟

خب صحبت هایی در مورد جو وحشتناک تیم پرطرفداری مثل استقلال شنیده بودم.خیلی ها مرا از حظور در این تیم می ترساندند.اینکه حاشیه های فراوان برایم مشکل ساز می شود.اما حالا به صراحت می گویم که جو استقلال صمیمانه و دوستانه است.

فکر نمی کنی شاید زود باشد که قضاوت کنی؟

نه!شروع خوبی داشتیم و امیدوارم تا پایان فصل هم همین گونه باشد.استقلال خیلی جوان شده و بازیکنان جدیدی از تیم های مختلف کنار هم جمع شده اند اما با درایت و مدیریت قدیمی ها همه چیز امن و امان است.این را هم بگویم که همه چیز دست خودمان است و اگر اراده کنیم که اینگونه هم خواهد بود هیچ مشکلی ایجاد نخواهد شد.مطمئن باشید!

پژمان راستش را بگو.چرا در میان آن همه پیشنهاد استقلال را انتخاب کردی؟

من بازیکن آزاد بودم و از آنجایی که جزو سهمیه ی دسته یکی محسوب می شدم پیشنهادات زیادی داشتم.مهم ترین آنها از استقلال،سایپا،سپاهان و پرسپولیس بود.اما وقتی با حاج آقا فتح ا..زاده صحبت کردم و همچنین از نظر مساعد و ویژه ی ناصرخان نسبت به خودم مطلع شدم دیگر به هیچ چیز فکر نکردم.البته مشاوره های سهراب بختیاری زاده هم دلم را قرص کرد.

پول کجای این تصمیم بود؟

باور کنید هیچ تاثیری در انتخابم نداشت.من اهل بازار گرمی نیستم و حالا هم دیگر همه چیز تمام شده است اما باید بگویم پیشنهاد مالی برخیاز تیم ها از استقلال بهتر بود.ولی استقلال چیزهایی دارد که سایرین از آنها محروم هستند.

مثلا زمینه ای برای بکن باوئر شدن را.نه؟

اظهار نظر ناصرخان در مورد هر بازیکنی برای او یک افتخار بزرگ است.حالا هم که ایشان در مورد من گفته اند می خواهم از پژمان یک بکن باوئر بسازم،احساس و انگیزه ای ویژه به من داده اند.ناصرخان واقعا به من لطف دارند.نهایت تلاشم را می کنم که شرمنده او و هواداران نشوم.شما هم دعا کنید.

از این دو بازی بگو.نیمکت نشینی در نیمه اول بازی با استقلال اهواز سخت نبود؟

نیمکت نشینی برای هر بازیکنی سخت است اما من روی نیمکت کوچکی ننشسته بودم.ذخیره بودن قربانی و صادقی که از بزرگترین مدافعان ایران هستند از ناراحتی ام کم کرد.به هر حال ناصر خان صلاح دید از نیمه دوم به میدان بروم اما باور کنید اصلا نگران نبودم.

چرا؟

همه بازیکنان در تیم به این باور رسیده اند که هر کس خوب تمرین کند و عملکرد خوبی داشته باشد در ترکیب قرار می گیرد.

بازی اول بایت سخت نبود؟

نه.با آن حال و هوایی که 65 هزار استقلالی رقم زده بودند اشتیاق خاصی برای بازی کردن داشتم.حضور در ورزشگاه آزادی به خودی خود احساس خوبی را به همراه دارد.حال تصور کنید یک ورزشگاه سراسر آبی دیگر چه محشری است!

چه چیزی در زمین تو را جذب کرد؟

تلاش و اشتیاق ویژه بچه ها برای جبران نتیجه و سپس پیروز شدن.آن حس و حال به من هم برای انجام یک بازی خوب و متعصبانه کمک می کرد.

چه طور شد که نتیجه بازی برگشت؟

صحبت های آقای حجازی بین دو نیمه و تذکرات تاکتیکی ایشان زمینه را برای پیروز شدن فراهم کرد.البته ما در نیمه اول ناهماهنگ بودیم که در نیمه دوم بهتر شدیم.

ناصر خان به خود تو چه گفت؟

خب وظایفم را به خوبی تشریح کرد و گفت که از من چه می خواهد.با حرفهای ایشان از نظر روحی و فکری برای حضور در میدان آماده شدم.

راستش را بگو قبل از شروع بازیها فکر می کردی بازیکن ثابت ترکیب باشی؟

با اعتمادی که به بازی و توانایی خودم داشتم آره! به هر حال من با فولاد قهرمان شده ام. تجربه حضور در لیگ قهرمانان آسیا را دارم. به گفته کارشناسان طی دو، سه فصل اخیر جزو خوبهای لیگ بودم دو سه بار به تیم ملی دعوت شده ام و با تیم امید هم در بازی های آسیایی شرکت کردم.من بازیکن درجه دو نبودم مهم تر از همه مگر می شود حجازی به بازیکنی اعتقاد داشته باشد و او لیاقت بازی کردن نداشته باشد! البته یک چیز را هم باید بگویم.

چه چیزی؟

اگر بازیگن اطمینان داشته باشد که فیکس است خیلی زود ضربه می خورد. من به توانایی های خودم ایمان دارم اما می دانم که اگر تلاش نکنم و مغرور شوم باید فوتبال را کنار بگذارم.

حالا مگر اطمینان داری؟

نه. به طور کلی گفتم. بازیکن فیکس شدن در تیمی که چنین مدافعان بزرگی دارد بسیار سخت است.کسب جایگاه و مهمتر از آن حفظ کردنش! اما همان که گفتم! معتقدم هیچ مربی از بازیکنی که خوب تمرین می کند،نمی گذرد چه رسد به ناصرخان که در این زمینه زبانزد است.

تصورت در مورد حجازی با آنچه در ذهن داشتی چقدر نزدیک است؟

بعضی ها می گفتند که ناصرخان بسیار خشک و رسمی است.اما از من می شنوید ایشان بسیار خوس برخورد و صمیمی هستند.به شدت به بازیکنان احترام می گذارد و در مجموع بسیار با کلاس برخورد می کند.

و اعتقاد ویژه ایشان به نظم؟

بله.خوشبختانه بسیار با دیسیپلین و مقرراتی هستند.اما حتی موقع تذکر دادن هم شخصیت بازیکن را خرد نمی کند.برخورد ناصر خان همیشه محترمانه است.

تا حالا که گوش تو را نکشیده؟

(می خندد)نه.خوشبختانه تا حالا کار به آنجا نکشیده!

از برخورد هواداران بگو.

روز اولی که رفتم سر تمرین از حظور و رفتار آنها حیرت کردم.استقبال آنها ویژه بود.حظور بیش از چهار هزار نفر بر سر تمرینات بیانگر همه چیز بود.آنهم تماشاگرانی که شور و شوق غیر قابل وصفی دارند و هر کدامشان چند نفرند! خدا کند شرمنده آنها نشویم!

برخورد خاصی از آنها در ذهنت نمانده؟

همه آنها از اینکه به پرسپولیسی ها نه گفته بودم خوشحال بودند و تشکر می کردند.شاید به همین دلیل از من در همان ابتدای حظورم راضی بودند.البته باید کاری کنم که این رضایت چند برابر شود.

چند برابر؟

خب محبوبیت میان هواداران اصلا آسان نیست.علاوه بر اینکه باید خوب بازی کنی،اخلاق و نحوه برخوردت هم بسیار مهم است.باید مواظب خیلی چیزها باشی. که من هم می خواهم چنین شود باور کنید برایم خیلی اهمیت دارد که محبوب هواداران شوم.آنها بزرگترین سرمایه استقلال هستند.

حالا هم که خوب بازی کرده ای کم کم در دل آنها جا باز می کنی.این طور نیست؟

یک بار در فولاد گفتم که من خوب بازی کرده ام،سرپرست تیم گفت که هیچ وقت خودت از کارت تعریف نکن اجازه بده دیگران بگویند بعد رفتم فیلم بازیم را دیدم تازه آن موقع بود که متوجه شدم آن طور که فکر می کردم عملکردم خوب نبوده دیگر یاد گرفته ام که از دیگران بخواهم در مورد عملکردم نظر بدهند.

با کدان استقلالی صمیمی تری؟

با همه رفیق هستم اما در کنار مهدی امیرآبادی،حمید شفیعی،آرش برهانی و میثم منیعی وقت بیشتری را می گذرانم.البته با هرکدامشان به شیوه ای.با مهدی سر تمرین می روم،وقتی خانه هستم شفیعی زیاد پیشم می آید.با آرش هم زیاد بیرون می رویم.با میثم هم که در اردوها هم اتاقی هستم.

حتما تو و مهدی با این اتوبوس های با کلاس پولی می روید سر تمرین؟

نه بابا! مهدی با یک «بی ام و» تر و تازه راننده ام است.البته شفیعی هم با «تویوتا کمری اش» خیلی اصرار می کند که گاهی با او بروم من هم اصرارش را رد نمی کنم.

حالا وقتی بچه ها آبیته را خواندند پیاده «گز» می کنی و حالت جا می آید...!

لااقل تا ماشین نخریده ام این حرفها را امانت نگه دارید.

میثم می گوید این قدر در خواب حرف می زنی،نمی گذاری آن بنده خدا بخوابد!!!

نه به خدا! من اصلا در خواب حرف نمی زنم.میثم می گوید پژمان شب زیاد چیز می خورد.از صدای خوردنم نمی تواند بخوابد.راست می گوید چند باری او گرم خواب شده بود که من افتاده بودم روی میوه ها.

حالا وقتی عمو اصغر فهمید که شب ها دیر می خوابی،حسابت را می رسد!

عمو اصغر حرف ندارد.خیلی باحال و کار درست است.در همین و ماهه خیلی به ایشان علاقه مند شده ام.واقعا دوست داشتنی است.

راستی از پست بازی ات راضی هستی؟

من در فولاد هم فاع پوششی بودم و هم هافبک دفاعی.از هر دوی این پست ها هم خوشم می آید.حالا هم هر کجا ناصرخان بگویند من در خدمتم!

کدام سخت تر است؟

خب وظیفه دفاع پوششی دشوارتر و حساس تر است.البته شیرینی های خاصی هم دارد.

به گلزنی فکر می کنی؟

صد در صد.من قبل از اینکه به فولاد بروم در تیمهای شاهین و دیهیم اهواز فوروارد بودم.

گل هم می زدی؟

می گویم مهاجم بودم! اگر گل نمی زدم که مرا می فرستادند جای دیگری.

حتما به همین دلیل در فولاد مدافع شدی؟

نه! کاملا اتفاقی بود.به هر حل همین حالا هم خیلی دوست دارم پا به توپ شوم و حمله کنم.باید اعتراف کنم که جدای از کسب نتیجه پیروزی،هیچ چیز مثل گلزنی یک بازیکن را راضی نمی کند.واقعا یک لحظه فراموش نشدنی است.

و گل زدن به پرسپولیس؟!

شیرینی آن صد چندان استوقتی با پیراهن استقلال به پرسپولیس گل بزنم انگار یک بمب ترکانده ام.خوشحال کردن 30 میلیون استقلالی که دربی را می بینند کم چیزی نیست.با همین یک گل در تاریخ ثبت می شوی.

به حرکات شادی پس گل هم فکر کرده ای؟

اگر در بازی های معمولی گل بزنم، شماره 33 پیراهنم را به همه نشان می دهم.برای دربی هم یک سورپرایز دارم! منتظر باشید!!!

حالا چرا شماره 33 را انتخاب کردی؟

اولین پیراهنی که در فولاد پوشیدم 33 بود.بعدا خواستند شماره 5 و 6 را به من بدهند که قبول نکردم.دیگر با این شماره خو گرفته و علاقه خاص پیدا کرده ام.روزی هم که می خواستم پیراهن استقلال را تحویل بگیرم اول با این شماره مخالفت شد.البته راست می گفتند.شماره 25 به بالا مال امیدهاست.اما در نهایت با درخواست من موافقت شد.

رابطه ات با حاشیه چطور است آقا پژمان؟؟؟

اصلا میانه ای ندارم.دوست دارم که ساکت کارم را انجام بدهم.

چقدر به پیراهن استقلال تعصب داری؟

اجازه بدهید در این باره حرف نزنم.دوست دارم درون زمین تعصبم را ثابت کنم.فقط این را بگویم که با جانم برای استقلال بازی می کنم.

اینها را به برادر کوچکت هم گفته ای؟

(با خنده)می دانید که او یک پرسپولیسی است و یک ماه و نیم است با من حرف نمی زند.آخر با دوستانش شرط بسته بود که نمی گذارد من به استقلال بروم.در این مدت فقط زنگ می زند و کری می خواند.اما اطمینان دارم بزرگتر که شود عاقل می شود و یک استقلالی!مشکلی وجود ندارد.

خب حالا بگو با این همه پول چکار می کنی؟!

کدام پول.همه را می خورم.لباس می خرم از ایمان مبعلی یاد گرفته ام مارک باز باشم.

از یک پرسپولیسی؟

می آوریمش استقلال! ضمن اینکه ایمان پرسپولیسی نیست.او هم تیمی را دوست دارد که پیراهنش را می پوشد.

شوخ ترین بازیکن استقلال؟

مهدی امیر آبادی! بچه با حالی است.

و محبوبترین؟

داش علی منصوریان در همان برخورد اول رفتار او جذبم کرد.او آنقدر رفیق و با محبت است که اگر برایم مشکلی پیش بیاید اول به داش علی می گویم.

اگر قرار باشد با سه فوتبالی عکس یادگاری بیندازی؟

ناصرخان،علی منصوریان و ایمان را هم اضافه کنید.

اگر یک روز از عمرت باقی مونده باشه چه کار می کنی؟

حلالیت می طلبم،به زیارتگاه می روم، گریه می کنم و دعا و نماز می خوانم.

رنگ مورد علاقه ات؟

آبی، سفید، مشکی.

و غذا؟

قرمه سبزی و کشک بادمجان.حتی اگر چهار صبح هم به خانه برسم مادرم کشک بادمجان درست می کنه تا بخورم و بعد بخوابم!!!

پس هنوز مجردی؟

مگر دیوانه ام که زن بگیرم!

اوقات بیکاری چه می کنی؟

بیلیارد.در خانه هم کتاب می خوانم.البته کتاب خواندن داستان دارد.یک کتاب 800 صفحه ای را برمی دارم و با خودم قرار می گذارم که هر شب یک چهارمش را بخوانم.اما تا وقتی تمام نشود نمی خوابم.یک بار می بینی 5 صبح شده و من هنوز بیدارم.

خب این هم یک مورد دیگر برای گزارش به عمو اصغر!

حالا بگویید اول این مصاحبه چاپ می شود و من اخراج می شوم یا من اخراج می شوم و بعد این مصاحبه چاپ می شود؟(می خندد)

چه کتابی می خوانی؟

بستگی دارد

تاریخی،رمان و هر کتابی که خواهرم توصیه کند.

الگوی فنی ات؟

سهراب بختیاری زاده و از خارجی ها هم ریو فردیناند،نستا و جان تری.مخصوصا نستا.

امسال چه تیمی قهرمان می شود؟

استقلال.شک نکنید.

----------------------------------------------------------------

خب حالشو بردین بچه ها؟!!! ما به قولمون که مصاحبه جدید بود عمل کردیم.

پس شما هم مثل همیشه ما رو تنها نذارین و همیشه سر بزنید.

نظر یادتون نره.تازه وارد ها هم حتما تونظر سنجی ما شرکت کنند.  

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه 28 شهریور1386 ساعت 1:24 | لینک ثابت |

پژمان منتظری: من آقای اعتماد به نفس هستم!!!

سالها بازی در فولاد باعث شد تا در فصل گذشته بازوبند کاپیتانی را بر بازو ببندد ولی سخت ترین روز زندگی اش،همان روزی بود که می خواست رضایت نامه اش را از فولاد بگیرد و به استقلال بیاید.

منتظری بر خلاف تصور خیلی راحت و زود در ترکیب استقلال جا گرفت و انتظارات را برآورده کرد تا تبدیل به مهره ای قابل اتکا برای ناصر حجازی شود.

استقلال شروع خوبی در لیگ برتر داشت اما مقابل ملوان شکست خورد،تحلیل تو از این شکست چیست؟

با پیروزی مقابل استقلال اهواز شروع خوبی در لیگ داشتیم ولی شکست غیرمنتظره ای مقابل ملوان رقم خورد و این مضوع به نوعی تمام معادلات را برهم زد.مقابل ملوان شکست خوردیم اما این شکست به هیچ وجه حق ما نبود.روی دو اتفاق دو گل خوردیم و البته گل دوم را در بدترین زمان ممکن خوردیم که دیگر فرصتی برای جبران آن نداشتیم.

استقلال تا به حال دو روش 2-5-3 و 2-4-4 را مورد سنجش قرار داد،فکر نمی کنی این تغییر روش به ضرر تیم است؟

استقلال در خط دفاع مهره های کارآمد و خوبی دارد که به راحتی می توانند با سیستم های مورد کادر فنی کنار بیایند.آنها از نظر ذهنی دو روش مذکور را می شناسند و این موضوع یک نقطه روشن در خط دفاع استقلال است که خود می تواند برگ برنده ای باشد.شخصا اعتقاد دارم از این تغییر روش کسی ضرر نمی کند و نباید برای ارزیابی این دو سیستم فقط به چند بازی اخیر استقلال توجه کرد.برای ارزیابی خط دفاعی استقلال باید چندین هفته به تیم فرصت داد.

شخصا در سیستم 2-2-4 راحت تری یا اینکه دوست داری 2-5-3 بازی کنی؟

برای من تفاوتی نمی کند که تیم با چه سیستمی بازی می کند چون از ابتدای دوران فوتبالم با هر دو روش آشنا شده ام و به خوبی خودم را با شرایط وفق داده ام.در روش 2-5-3 به راحتی می توانم وظایف یک دفاع آخر را اجرا کنم اما در روش 2-4-4 موفقیت من کاملا بستگی به مدافع کناری ام دارد.پست تخصصی من دفاع است و اینکه تیم با چه روشی بازی کند بستگی به سرمربی دارد.مثلا فولاد سالی که قهرمان شد در بازیهای خانگی 2-5-3 کار می کرد و در خارج خانه 2-4-4،به همین دلیل است که می گویم چندان تفاوتی نمی کند که تیم با چه روشی به میدان برود.چون به هر دو سیستم عادت دارم.

به حجازی پیشنهاد داده اند که از تو به عنوان هافبک دفاعی استفاده کند،آیا توانایی بازی در این پست را داری؟

پست تخصصی من مدافع آخر است اما کارشناسان و مربیانی که با من کار کرده اند می گویند توانایی بازی در پست هافبک دفاعی را دارم هر چند استقلال در این پست بازیکنان خوبی دارد اما اگر حجازی صلاح بداند برای بازی در این پست بی میل نیستم.

معمولا بازیکنان شهرستانی که به یکی از دو تیم استقلال یا پرسپولیس می آیند تا مدتها نمی توانند اعتماد به نفس خود را به دست بیاورند و احتیاج به زمان دارند اما تو خیلی راحت بازی کردی،فکر می کنی دلیلش چیست؟

من فقط 23 سال دارم اما بر خلاف سنم از لحاظ تجربه در حد بالایی قرار دارم.قبول دارم بازی در استقلال و پرسپولیس شرایط خاصی دارد و نباید آن را با فولاد مقایسه کنم،اما در فولاد آبدبده شدم و تجربه لازم برای حضور در تیم بزرگی مثل استقلال را داشتم.

چطور؟

من در فولاد یک مهره جوان در کنار بازیکنان بزرگی همچو میرزاپور،مبعلی،کعبی،بداوی و ... بودم که مجوز حضور در ترکیب اصلی را کسب کردم وقتی در فولاد در ترکیب ثابت قرار می گرفتم 10 ملی پوش در ترکیب این تیم قرار داشتند اما من آقای اعتماد به نفس بودم و خیلی راحت در ترکیب اصلی قرار گرفتم.هیچ وقت اعتماد به نفسم را از دست نمی دهم چون بازیکن آرام و راحتی هستم.زمانی که اولین بازی ام را برای فولاد انجام دادم خوب به یاد دارم،پرسپولیس را با سه گل شکست دادیم و من فقط سه روز بود که با این تیم تمرین می کردم،فوتبال سخت نیست،اگر اعتماد به نفس داشته باشی.

اعتماد به نفست قابل ستایش است...

همیشه به خودم اعتماد داشتم اما هیچ وقت مغرور نشدم.

در بین حرفهایت گفتی استقلال نیاز به زمان دارد.این استقلال واقعی را که می گویی چقدر شانس قهرمانی دارد؟

استقلال پتانسیل بسیار بالایی دارد،این تیم تلفیقی از بازیکنان جوان و باتجربه را در کنار هم قرار داده است که هماهنگی این ترکیب می تواند شانس قهرمانی استقلال را به صد در صد برساند.

شاید کمی زود باشد،اما به نظر تو چه تیم هایی شانس قهرمانی دارند؟

البته از حالا نمی توان گفت چه تیم هایی شانس قهرمانی دارند اما به نظر من پرسپولیس،سپاهان و استقلال اضلاع مثلث قهرمانی را تشکیل می دهند که بی شک جنگ سختی را از نیم فصل دوم آغاز خواهند کرد.

در فصل نقل و انتقالات از چه تیم هایی پیشنهاد داشتی؟

چون من سهمیه لیگ یکی محسوب می شدم خیلی از تیمها برای جذبم اقدام کردند.هر دو تیم استقلال و پرسپولیس خواهان جذب من بودند ولی در نهایت به این نتیجه رسیدم که در استقلال احساس آرامش می کنم و به این تیم پیوستم.من اهداف بزرگی در سر دارم.

اهدافی که می گویی،چیست؟

هیچ وقت دوست ندارم آینده را پیش بینی کنم و یا اهدافی که در سر دارم بازگو کنم اما رسیدن به ترکیب اصلی تیم ملی و یا حتی لژیونر شدن از اهدافم هستند.

کمی از بحث در خصوص استقلال جدا شویم و برویم سراغ فولاد،چرا فولادی که قهرمان لیگ برتر شد به یکباره آنقدر افت کرد؟

فولاد بعد از قهرمانی در لیگ برتر یک سیر نزولی وحشتنک را آغاز کرد.فولاد در لیگ ششم سقوط نکرد،فولاد دو سال قبل دقیقا همان زمان که قهرمان شد به لیگ دسته اول سقوط کرد.

کمی بیشتر توضیح می دهی؟

فولاد بعد از اینکه عنوان قهرمان لیگ برتر را بدست آورد برای سقوط به لیگ دسته اول استارت زد.تیمی که قهرمان می شود بازیکنان بزرگش کوچ می کنند و این قضیه سال گذشته به اوجش رسید و فولاد به یکباره خالی از بازیکن شد.

یعنی دلیل سقوط فولاد کوچ بازیکنان بزرگش بود؟

من معتقدم کاهش بودجه دلیل اصلی سقوط فولاد بود.فولاد خوزستان 6 سال با بودجه ی بسیار عالی کار کرد ولی در یک حرکت بی برنامه و غیر کارشناسی بودجه تیم از نصف هم کمتر شد.

اما به نظر می رسد جوان گرایی مطلق بیشترین ضربه را به فولاد وارد کرد؟

فولاد به این خاطر جوان گرایی مطلق انجام داد که سقف قراردادش 60 میلیون بود و هیچ کس حاضر نمی شد با این مبلغ در فولاد باقی بماند.بعضی از تیمها مثل فجر شهید سپاسی همواره عادت دارند با بودجه ی کم کار کنند ولی تیمی مثل فولاد که 6 سال با بودجه ی بالا کار کرده بود،نمی شد چنین سیستمی را مد نظر قرار دهد.

اما فولاد همیشه یک تیم جوان و سازنده بود،این طور نیست؟

کاملا این موضوع را قبول دارم،بازیکنان بزرگی از فولاد به فوتبال ملی ایران معرفی شدند ولی این بازیکنان نمی توانستند با مبالغ اندک در تیم باقی بمانند.این جوان گرایی افراطی که به خاطر کاهش شدید بودجه صورت گرفت همه چیز را خراب کرد و مایلی کهن در عمل انجام شده قرار گرفت.

فرق ایناسیو با مایلی کهن در چه بود که فولاد رد نیم فصل دوم آنقدر متفاوت فوتبال بازی می کرد؟

ایناسیو که آمد باشگاه مجبور شد بازیکن خارجی جذب کند که این موضوع باعث تقویت تیم شد.مثلا بازیکن جوانی مثل من در کنار بازیکنان با تجربه قرار می گرفت و این موضوع به تیم کمک کرد.البته ایناسیو از نظر روحی روانی نیز در تیم تغییرات عمده ای ایجاد کرد و این موضوع به تیم کمک شایانی کرد.

فکر نمی کنی برای فولاد که عادت به کار با مربیان خارجی داشت،انتخاب مایلی کهن یک ریسک بزرگ بود؟

این هم خود می تواند یک دلیل خوب باشد،ما به کار با مربی ایرنی عادت نداشتیم و شاید بهتر بود مربی خارجی برای فولاد می آوردند.اما با تمام این اوصاف فولاد نباید سقوط می کرد و حقش این نبود.

اما فولاد در یک نبرد رو در رو مقابل راه آهن سقوط کرد...

سالی که فولاد سقوط کرد از هر نظر نسبت به راه آهن برتر بود ولی برنامه ریزی برای آن بازی اشتباه بود.

منظورت چیست؟

بزرگترین اشتباه فولاد این بود که 18 روز به اردو رفت.ما قبل از رویارویی با راه آهن 18 روز اردو برگزار کردیم که این بزرگترین اشتباه مدیران این تیم بود.

چرا اشتباه؟

ما روز نوزدهم به اردو رفتیم و روز بیست و یکم در مقابل تراکتورسازی بازی کردیم،بلافاصله بعد از آن بازی به اصفهان رفتیم و 6 یا 7 روز نیز در آنجا اردو زدیم.

کجای این مسئله ایراد دارد؟

دقیقا اینجای مسئله ایراد دارد که یک فولاد خسته از نظر روحی روانی مقابل یک راه آهن سرحال و بشاش قرار گرفت.شاید من و چند بازیکن خارجی تیم تجربه اردوهای طولانی مدت را داشتیم ولی آن بازیکن 17 ساله که 18 روز از خانواده اش دور است نمی تواند از لحاظ روانی آماده چنین مصافی شود.ولی برعکس راه آهن که از نظر فنی به شدت از فولاد پایین تر بود با روحیه ای بسیار بالا ما را شکست داد.

به همین خاطر می گویی،سقوط حق فولاد نبود؟

ایناسیو چرخشی 180 درجهای در تیم ایجاد کرده بود،او اطمینان داشت فولاد لیگ برتری باقی می ماند به همین خاطر قبل از پلی آف قرارداد خود را تمدید کرد اما همه چیز دست به دست هم داد تا فولاد سقوط کند و تبدیل به یک حادثه سیاه در دوران مدیریت یک مدیر قدرتمند به نام رضاییان بشود که فولاد را همانند پسرش دوست داشت.

به نظر می رسد فولاد امسال تیم خوبی بسته است؟

دقیقا همین طور است ولی ای کاش فولاد این خرج را سال گذشته می کرد که به دسته اول سقوط نکند.در هر صورت تا آنجایی که من خبر دارم هدف اول آنها سعود مجدد به لیگ برتر و البته قهرمانی در جام حذفی است.

سقوط فولاد چه بازتابی در میان فوتبالدوستان سینه چاک خوزستانی داشت؟

در اهواز فوتبال جزیی از زندگی مردم است،آنها فوتبال را خوب درک می کنند و می دانستند که چه کسی کم کاری کرد.آنها تمام جریانات را می دانستند و هیچ ایرادی به بازیکنان نگرفتند.اما فولاد مثل ذره ای از وجودشان بود و نمی توانستند این سقوط را باور کنند.یک روز آرزو داشتم در فولاد بازی کنم ولی حالا فولاد...بهتر است دیگر درباره اش حرف نزنیم.

اگر فولاد سقوط نمی کرد،همان جا می ماندی؟

شرایط فوتبال حرفه ای ایجاب می کرد که روزی از فولاد جدا شوم اما حالا نمی توان درباره اش حرف زد.من شرمنده مردم خوزستان هستم.آنها مرا مثل برادر خو دوست داشتند و شاید اگر فولاد سقوط نمی کرد،همانجا می ماندم.من با فولاد به همه چیز رسیدم ولی حالا می خواهم در استقلال دوران جدیدی را دنبال کنم.

سقف آرزوهای پژمان منتظری چیست؟

حتما حظور ثابت در ترکیب تیم ملی.

تو با فولاد قهرمان شدی ولی سال بعد فولاد هیچ نشانی از قهرمانی نداشت،این سریال برای تمام قهرمان ها در ایران اتفاق می افتد،به نظر تو چرا قهرمان هیچ گاه قهرمان نمی ماند؟

در لیگ های اروپایی تیمی که قهرمان می شود برای فصل بعد چندین بازیکن کلیدی را جذب می کند و البته هیچ کدام از بزرگانش را از دست نمی دهد ولی این قضیه در ایران برعکس است.متاسفانه بعد از قهرمانی همه چیز به پایان می رسد در صورتی که قهرمانی تازه سرآغاز یک راه جدید است.

و این قصه امسال برای سایپا تکرار شده است؟!

سایپا بازیکنان بزرگی را از دست داد و البته تمام تیمها مقابل سایپا انگیزه بالایی دارند.فوتبال ایران حرفه ای شده است اما متاسفانه برخی از دیدگاه ها هنوز قالب حرفه ای ندارد و سایپا نیز بی شک دچار چنین دیدگاه غیر حرفه ای شده است.

فکر می کنی لیگ ایران پتانسیل 18 تیمی شدن را دارد؟

هنوز وارد کوران مسابقات نشده ایم و نمی توان اظهار نظر دقیقی را در این خصوص انجام داد اما اگر قرار است مسابقات واقعا تعطیل شود و با وقفه روبرو شود باید بگویم،خیر.

چه زمانی می توان به معیارهای حرفه ای لیگ برتر نزدیک شد؟

خیلی ساده،زمانی می توانیم بگوییم یک لیگ حرفه ای داریم که مربیان و باشگاه ها یک برنامه تدوین شده و دقیق از زمانبندی بازیها داشته باشند.متاسفانه ما در حال حاضر نمی دانیم بازی دو هفته بعدمان ساعت چند برگزار می شود.

آیا داوری ها در حد ایده آلی رسیده است؟

زیاد دوست ندارم در این خصوص حرف بزنم اما امیدوارم اشتباهاتی که سال گذشته برای فولاد انجام شد،این بار برای استقلال تکرار نشود.

مجددا به استقلال برگردیم،کار کردن با ناصر حجازی چطور است؟

قبل از این که به استقلبال بیایم خیلی ها می گفتند این تیم حواشی بسیار زیادی دارد و حجازی انسان بسیار سخت گیری است.اما حالا که در تیم حظور دارم می بینم اینجا همه چیز خوب است و حجازی در کنار اینکه انسان با شخصیتی است یک مربی بزرگ نیز هست.

و بازگشت فتح ا...زاده را چطور ارزیابی می کنی؟

یک مدیر کاردان و کاربلد است.

بعضی ها اعتقاد دارند استقلال فقط ستاره جذب کرده است ولی مهره هایش با نیاز تیم همخوانی ندارند،آیا تو چنین مسئله ای را قبول داری؟

بین تمام تیم های لیگ برتری،استقلال 70 درصد اسکلت تیمش عوض شده است از سویی همه به این نگاه می کنند که استقلال فلان بازیکن بزرگ را جذب کرده است اما اگر کمی به عقب برگردند و ببینند چه مهره هایی را از دست داده است متوجه می شوند که این تیم یارگیری خوبی انجام داده است و بر اساس نیازهایش دست به خرید زده است.

یعنی استقلال یارگیری خوبی انجام داده است؟

خوشبختانه تمام بازیکنانی که استقلال جذب کرده است،توانایی بازی در چند پست را دارند و این می تواند نقطه قوت استقلال باشد.

حرف خاصی باقی نمانده است؟

از انتخاب استقلال خوشحالم و حالا به آینده فوتبالم اطمینان دارم.

--------------------------------------------------------------------------- 

نظر یادتون نره !!!

!...only 33

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه 20 شهریور1386 ساعت 0:15 | لینک ثابت |

پژمان منتظری:

برای انتخاب یک ماه اذیت شدم

می خواهم یکی از بهترین خریدهای استقلال باشم !!!

شناسنامه

پژمان منتظری هستم،متولد 16/10/1362 در اهواز.البته در شناسنامه ام نوشته شده 15/6/1362.به این خاطر که خانواده ام قصد داشتند تا یک سال زودتر مرا به مدرسه بفرستند.اصالتا بختیاری هستم.محله ما در اهواز نیز زندان کارون نام داشت.واقع در کوی پلیس و نزدیک به محل زندگی سهراب بختیاری زاده.مجردم.3 برادر و یک خواهر دارم.فرزند چهارم هستم.دیپلمه تجربی.فوتبال برای من از سال های 76 – 77 آغاز شد.اولین تیمم جوانان پرسپولیس اهواز بود.بعد به تیم شهاب نقل مکان کردم.در ادامه سر از شاهین و دیهیم اهواز سر در آوردم و پس از آن پیراهن امیدهای فولاد را پوشیدم.به دنبال 3 سال حضور در فولاد به استقلال تهران آمده ام.در سطح تیم ملی تجربه بازی در مسابقات غرب آسیا و مسابقات آسیایی دوحه را دارم.به غیر از این به تیم ملی بزرگسالان هم دعوت شده ام.

قرارداد

با استقلالی ها 2 ساله بسته ام.

پست

به عنوان دفاع آخر به استقلال آمده ام،اما قابلیت بازی در پست هافبک دفاعی را هم دارم.

نظر حجازی

ناصرخان در بازی اول از من در پست هافبک دفاعی استفاده کرد و در بازی دوم به عنوان دفاع آخر.

این جابجایی ها به ضررت نیست؟

فکر نمی کنم به هر حال امسال چهره ی استقلال عوض شده و چند هفتهای طول می کشد تا آقای حجازی ترکیب اصلی را پیدا کند و جای ما بازیکنان نیز به طور دقیق مشخص شود.

خودت دوست داری در کدام پست بازی کنی؟

هر چه مربی از من بخواهد انجام می دهم.

دفاع مثلثی یا خطی

در فولاد که بودم یکسال مدافع پوششی بودم و یکسال هم تجربه بازی در دفاع خطی را به دست آوردم.به همین خاطر برای بازی در هیچ یک از این دو روش مشکلی ندارم.

رهبر خط دفاعی

به عنوان رهبر دفاع استقلال قول می دهی تا در هفته های آتی اینقدر راحت مرتکب اشتباه نشوید و گل نخورید؟

اجازه بدهید 2 – 3 هفته دیگر از مسابقات بگذرد.آن وقت مطمئن باشید که گل زدن به تیم ما به راحتی اتفاق نخواهد افتاد.

هماهنگی

با پیروز و امیر حسین به هماهنگی نسبی رسیده ام.به هر حال ما هم احتیاج به زمان داریم تا بیش از پیش با هم مچ شویم.

حجازی گفت

پس از بازی حجازی به من گفت به عنوان سوئیپر در سیستم 2-5-3 باید کمتر پا به توپ شوی و اجازه ندهی جای تو در قلب خط دفاعی خالی بماند.

بهترین

اینکه مرا به عنوان یکی از بهترین نفرات دو بازی اخیر استقلال برگزیده اند نظر لطف تان است.قطعا اگر سایر بازیکنان کمکم نمی کردند چنین اتفاقی نمی افتاد.

جو

جو استقلال توصیف ناشدنی است.بزرگان تیم خیلی راحت تازه وارد ها را پذیرفته اند و همه با هم رفیق هستیم و صمیمیت خاصی در بین ما حکمفرماست.

آشنایی

پیشتر با صادقی و طالب لو دوست بودم.ما در اردوهای تیم ملی با هم آشنا شدیم.

پرسپولیس هم

پرسپولیس هم برای خط دفاعی بازیکنان بسیار خوبی را به خدمت گرفته است.سپهر حیدری کاپیتان تیم ذوب آهن بوده و یکی از کامل ترین مدافعان ایران محسوب می شود.سوابق ملی نصرتی هم نیازی به معرفی ندارد.

پیشنهاد از رقیب

راستش پرسپولیسی ها نیز خواهان به خدمت گرفتن من بودند.دوست بسیار خوبم سپهر حیدری هم خیلی تلاش کرد تا این انتقال صورت پذیرد اما پس ملاقات با آقایان فتح ازاده و حجازی آمدم به استقلال.

از بچگی

هر چند که نگاهم به فوتبال حرفه ایست اما از بچگی استقلال را بیشتر از پرسپولیس دوست داشته ام.

خانواده ات کدام طرفی اند؟

تا پارسال طرفدار فولاد بودند و حالال می گویند چون به خاطر پیشرفت به تهران رفته ای،استقلال را دوست داریم.

پرسپولیسی هم دارید؟

برادز کوچکم پرسپولیسی است.او اوایل می گفت به استقلال نرو.

حالا چه می گوید؟

او هم مثل بقیه موفقیت مرا می خواهد.

انتخاب درست

هرچند که برای انتخاب تیم یک ماه اذیت شدم،لیکن از صمیم قلب خوشحالم که به استقلال آمده ام و گمان می کنم که این مناسب ترین انتخاب بود.

کمبود یا تراکم

تو خط هافبک چون پست های بیشتری وجود دارد،بالطبع تراکم زیادتری هم وجود دارد.در خط دفاعی نیز دچار کمبود نیستیم.

رقابت هم می کنید؟

بله.رقابتی سالم.

سان جان

به این دو هفته نگاه نکنید.سان جان بازیکن فوق العاده خوبی است.او هفته به هفته بهتر می شود.الان این هافبک دونده نمی تواند فارسی حرف بزند،به همین خاطر ارتباطش با در درون تیم و با سایر بچه ها ضعیف است.یک مقدار هم به لحاظ بدنی احتیاج به تجدید قوا دارد تا همان فوتبالی که در توانش است را ارائه دهد.

مورد علاقه

1.میان مدافعان وطنی از دنبال کنندگان شیوه بازی سهراب بختیاری زاده هستم.

2.ریو فردیناند و نستا بهترین مدافعان فوتبال جهان هستند.

3.تیم باشگاهی مورد علاقه ام در خارج از کشور بارسلون است و در سطح ملی آلمان را دوست دارم.

4.زیاد اهل سینما نیستم،اما بازی مهناز افشار،امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا را دوست دارم.

5.از شنیدن صدای رضا صادقی لذت می برم.

قوت و ضعف

کارشناسان می گویند : زیر توپ نمی زنم،باهوشم،به عنوان یک مدافع سرعت خوبی دارم،سر بالا هستم،قدرت بدنی ام بد نیست و ...

دریبل خور نیستی ؟

بازیکنی نیست که بتواند ادعا کند : هیچ گاه دریبل نخورده است.

از نظر تکنیکی در چه سطحی هستی ؟

چون 4،3 سال در تیم های دیهیم و شاهین اهواز فوروارد بوده ام، در نتیجه از تکنیک نسبتا خوبی برخوردارم.

مهمترین ویژگی ات در پست هافبک دفاعی چیست ؟

این است که بدون خطا توپ می گیرم.

ایده آل

قدم 187 سانتیمتر و وزنم 80 کیلوگرم است. اول فصل و پس از تستی که تو آکادمی المپیک از ما گرفتند مشخص شد که ساختار بدنی ام ایده آل است.

چرا فولاد نماندی ؟

اینکه شدم "پژمان منتظری" را مدیون فولادم و مربیانی که در این تیم داشته ام. با فولاد خاطرات بسیاری بدست آمد و پس از 3 سال زندگی در این تیم جدایی از آنها بی نهایت سخت و ناراحت کننده بود، اما فوتبال شغلی است که "بایدهای حساسی" را بر نمی تابد. آری قلبا دوست داشتم که تا ابد همانجا بمانم، اما به خاطر پیشرفتم باید به استقلال می آمدم.

تیم ملی

تردیدی نیست اگر در استقلال موثر باشم، به تیم ملی نیز دعوت خواهم شد. کما اینکه در گذشته هم از سوی مربیانی چون برانکو به اردوهای ملی راه یافته ام.

چرا قلعه نوعی دعوتت نکرد ؟

شاید به خاطر وضعیت جدولی تیم فولاد. به هر تقدیر تیم ما درگیر پلی اف شده بود و دست آخر هم به لیگ یک سقوط کرد.

فولاد سقوط کرد

سقوط فولاد را نباید به پای اتفاقات این فصل نوشت!زیرا، سقوط ما به دنبال یک روند اتفاق بود. روندی که با قهرمانی در لیگ شروع شد و چنین پایان تلخی پیدا کرد ؟

چه روندی ؟ از چی حرف می زنی ؟

از کاهش بودجه. قهرمان ها را باید تقویت کرد، اما فولاد را بعد از قهرمانی اش تضعیف ساختند. وقتی بودجه پایین آمد، ستاره ها از تیم ما رفتند و نتوانستیم ریزش بازیکنان را جبران کنیم، به همین خاطر، فصل گذشته با تیمی جوان و کم نجربه پای در مسابقات گذاشتیم تا سر از لیگ یک در آوردیم.

به نظزت فولاد می تواند به لیگ برتر بازگردد ؟

دلم روشن است. مخصوصا که حالا که جوانان فولاد صاحب تجربه شده اند.

خانواده

برادر بزرگم بازیکن تیم ملی راگبی ایران است. آنها چند روز پیش پاکستان بودند و توانستند دو بازی سخت را در این کشور ببرند.

تنها

فعلا تنها زندگی می کنم.

در تهران خانه گرفته ای ؟

بله، خانه ای است واقع در سعادت آباد.

مدعیان

امسال برای قهرمانی رقبای زیادی را پیش رو داریم که به عنوان نمونه باید از پرسپولیس، سپاهان، پاس و سایپا کرد.درست است که سایپا با باخت شروع کرده، اما مطمئنم که این تیم در ادامه مسابقات روند بهتری خواهد داشت.

امسال سطح کیفی لیگ بهتر شده ؟

به نسبت فصل گذشته، بله.

مهاجم بودم

زمانی که در رده سنی امید ها توپ می زدم فوروارد بودم، با این حال هر زمان که تیم ما به گل می رسید، به صلاحدید مربیان باز می گشتم به خط دفاعی تا از اندوخته مان دفاع کنیم.

مربیان

لوکا بوناچیچ یکی از بهترین مربیانی بود که تاکنون داشته ام، او باعث رشد من شد، هر چند که قبل از لوکا این فرانچیچ بود که مرا پسندید.

کار فنی ایناسیو چگونه بود ؟

ایناسیو هم مربی توانایی است. اگر او از ابتدای فصل می آمد فولاد دچار چنین پایانی نمی شد.

!...Only 33

ظرف 3 سالی که بازیکن فولاد بودم هم پیراهن شماره 33 را می پوشیدم زیرا به این شماره علاقه ویژه ای دارم. آنجا نیز همه می گفتند که چون تو بازیکن ثابت تیم هستی لذا بهتر است که شماره دیگری را انتخاب کنی، یک شماره تک رقمی، اما همانطور که گفتم، به شماره 33 علاقه مندم.

پس به همین خاطر است که در استقلال هم 33 می پوشی ؟

بله.

بچه ها حالشو بردین؟!!! نظر یادتون نره...

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت 2:40 | لینک ثابت |

منتظري: ملوان فقط دو موقعيت داشت
خوب بازي كرديم ،‌حق ما باخت نبود


خبرگزاري فوتبال ايران- مدافع فصل گذشته فولاد بهترين خريد استقلال در خط دفاعي به حساب مي آيد كه در دو بازي اخير اين تيم هم نمايش نسبتا خوبي داشته اما عملكرد مدافعان استقلال با دريافت چهار گل در دو بازي قابل توجيه به نظر نمي رسد.
منتظري در گفت و گو با خبرگزاري فوتبال ناهماهنگي مدافعان تيم جديدش را تاييد كرد اما تاكيد داشت كه حق استقلال در اين بازي شكست نبود!

- در بازي با ملوان، كمتر از حد انتظار بوديد
 ما در طول هفته گذشته تمركز خوبي روي ملوان داشتيم. بازيكنان ملوان مقابل ما دونده و پرتلاش بودند. در طرف مقابل بازيكنان ما هنوز به آمادگي صددرصد دست نيافته‌اند، البته باخت حق ما نبود چون خوب بازي كرديم.
 
- اما به هر حال باختيد.
 ملوان 3 موقعيت گل داشت كه از اين تعداد 2 موقعيت آن به گل تبديل شد اما من اين باخت را به فال نيك مي‌گيرم.
 
- يعني از اين باخت ناراحت نيستي؟
 از اين باخت خيلي ناراحتم اما فكر مي‌كنم موقع خوبي به ملوان باختيم چون باخت در هفته‌هاي اول، قابل جبران است و تيم استقلال تيمي نيست كه در بازي‌هاي آينده به راحتي ببازد و قافيه را به حريفان واگذار نمايد.
 
- باخت استقلال به چه عامل يا عواملي بستگي داشت؟
 قصد توجيه ندارم، ما روي دو اتفاق، دو گل بد خورديم. شرايط خاص بازي در شهر انزلي و دقيقه‌اي كه ما دو گل از حريف دريافت داشتيم، از دلايل عمده باخت تيم ما برابر ملوان بود.
 
- برخي معتقدند تيم شما به خاطر تغيير سيتسم و  از استفاده از آرايش 2-5-3  باخت.
كاملا مخالف نظر آن برخي كه شما مي‌گوييد، هستم ضمن آنكه سيستم اتخاذ شده مقابل يك تيم، تنها به نظر سرمربي برمي‌گردد و من نمي‌توانم در اين مورد نظر بدهم.

- يعني تو اعتقاد نداري كه استفاده از 3 دفاع در اين بازي يكي از دلايل اصلي باخت شما بود؟
يك گل را روي ضربه ايستگاهي دريافت كرديم و گل دوم را نيز بر اثر ناهماهنگي از حريف خورديم. خط دفاعي ما هنوز به آمادگي مطلوب دست نيافته است.
 
- بسياري معتقدند سان جان در پست هافبك دفاعي، جوابگو نيست و تو در اين پست بهترين نفر هستي.
 سان جان، بازيكن خوبي است اما هنوز از لحاظ بدني به آمادگي صددرصد نرسيده، ضمن آنكه در بازي اول، من برابر استقلال اهواز در پست هافبك دفاعي بازي كردم اما پست اصلي من مدافع آخر است. با اين وجود هرجا كه مربيان صلاح بدانند، براي تيمم بازي مي‌كنم.
 
- استقلال پتانسيل قهرماني را دارد؟
 تيم ما قطعا پتانسيل بالايي دارد اما 70 تا 80 درصد بازيكنان ما نسبت به فصل قبل تغيير كرده‌اند و اين موضوع تنها نيازمند فرصت و زمان بيشتر است تا بازيكنان ما به هماهنگي بيشتر برسند.
 
- حجازي بعد از بازي در مورد دفاع چه نظري داشت؟
 ايشان هيچ صحبتي بعد از بازي با بازيكنان نكرد و مطمئنا حرف‌هايش را در اولين جلسه تمرين به ما مي‌گويد.
 
گفت‌وگو: ناصر قراگزلو

نوشته شده توسط مهدی در شنبه 3 شهریور1386 ساعت 22:32 | لینک ثابت |

 

پژمان منتظری:از استقلال به تیم ملی می روم...

آقای منتظری هواداران خیلی دوست دارند از شما بیوگرافی نسبتا کامل بدونن؟پژمان منتظری متولد 1362/6/15 هستم در یک خانواده ی هفت نفره در اهواز به دنیا آمدم.دیپلم تجربی دارم و یکی از برادرانم در تیم ملی راگبی عضویت دارد.

پستتون در فوتبال چیه؟مدافع هستم.

چند سال است فوتبال بازی می کنید؟اولین باشگاه و اولین مربی شما؟؟؟حدودا 8-9 سال است در باشگاه ها بازی می کنم.اولین باشگاهم پرسپولیس و اولین مربی ام آقای کاتبی بودند.

استقلالی هستید یا با آمدن به استقلال استقلالی شده اید؟اصولا ذاتی آبی هستید یا خیر؟؟؟من یه فولادی هستم که به عشق استقلال به این تیم اومدم که پیشرفت کنم.

می گفتند در راه پرسپولیس و سپاهان بودی که راهت را کج کردی و استقلالی شدی.قضیه چی بود؟بازیکنی که آزاد باشه از همه تیم ها پیشنهاد داره.من یک بازیکن آزاد بودم و به جز پرسپولیس و سپاهان از تیم های دیگه هم پیشنهاد داشتم ولی ترجیح دادم به استقلال بیام تا پله های ترقی رو یکی یکی طی کنم.هدفم من از اومدن به استقلال رسیدن به پیراهن تیم ملی است.استقلال تیم بزرگی است و بزرگان زیادی را در مکتب خود جای داده است.دوست دارم روزی لقب پیشکسوت استقلال را با افتخار یدک بکشم.

از آمدنت به استقلال چه احساسی داری؟قبل از اینکه تیمم رو انتخاب کنم خیلی استرس داشتم که نکنه یه وقت اشتباهی کنم و با یک تصمیم اشتباه و غلط پای تو مسیر اشتباهی بذارم.ولی وقتی از استقلال پیشنهاد داشتم با خیلی ها مشورت کردم و خیلی فکر کردم و دیدم که استقلال بهترین تیمی است که به من پیشنهاد داده.

در اولین جلسه تمرین با شما چطور برخورد شد؟اولین جلسه تمرین من بعد از قراردادم بود.بچه ها در حال تمرین بودند که من وارد زمین شدم.همه منو با روی باز پذیرفتند و جو خوبی حاکم بود.

نظرت در مورد کادر فنی استقلال چیه؟آیا چیزهای تازه در استقلال آموخته اید؟؟؟در کادر فنی استقلال چهره های بزرگ و با تجربه زیادی وجود دارد.چهره هایی که شناخته شده اند. ما می تونیم امسال سال خوبی داشته باشیم.من در این مدت چیزهای زیادی یاد گرفتم و امیدوارم این روال همین طور ادامه داشته باشه.

اردوی استقلال در ترکیه چطوربود؟اردوی رضایت بخشی بود؟؟؟خدا رو شکر اردوی خوبی بود که در خارج از کشور برگزار شد.این اردو از نظر بدنی و تاکتیکی به بهترین نحو برگزار شد.در کل اردوی خوبی بود.

می گویند حجازی در نظر دارد در پست هافبک دفاعی از شما استفاده کند.نظر خود شما چیه؟میتونی در این پست موفق عمل کنی؟؟؟من در فولاد چند بازی در زمان آقای مایلی کهن در پست هافبک دفاعی انجام دادم و خوب بازی کردم.الان هم فکر می کنم قابلیت بازی در این پست رو داشته باشم.به هر حال حضورم در هر پست بستگی به نظر ناصر خان داره.

فضای وجود استقلال چطور است؟خدا را شکر فضای دوستانه و صمیمی بین همهی بچه ها حاکمه .بچه های قدیمی این جو رو خوب نگه داشتن.خوشحالم که می بینم مابین قدیمی ها و تازه واردها تفاهم برقراره.

راستی مشکل مسکن داشتی.حل شد؟هنوز نه ولی ظرف امروز و فردا این مشکلم هم حل می شه.

اگر قرار باشه در تهران ساکن بشین کجا رو انتخاب می کنین؟به احتمال زیاد سعادت آباد.

برخورد هواداران استقلال با شما چطور بوده؟خدا را شکر خیلی خوب بوده اند.انشاا... بتونم جواب خوبی هاشون رو بدم.

فکر میکنی استقلال در نقل و انتقالات موفق عمل کرده است و چرا؟تیمی که بتونه 80 - 70 درصد از بازیکنانی رو که در نظر داشته جذب کنه مطمئنا در نقل و انتقالات موفق بوده.

آینده استقلال را چگونه می بینید؟؟؟قهرمانی لیگ و حظور در جام باشگاه های آسیا.

اهل انتقاد هستی؟بله 100 درصد.انتقاد گاهی اوقات می تونه سازنده باشهبه شرطی که جنبه مثبت داشته باشه.

رک بودن رو دوست دارید؟بله مطمئنا.

اوقات فراغت بیشتر چکار می کنید؟با دوستانم باشگاه بیلیارد و استخر می روم.

میونت با موبایل چطوره؟؟؟خوبه.وسیله مورد نیازم است.

اهل اس ام اس چطور؟ کم و بیش.

یکیشو که تو ذهنتونه بگید؟مشترک محترم همراه شما به علت بدهی در حال قطع شدن است.لطفا بدهی خود را پرداخت کنید.

اهل مد هستی؟نه خیلی.فقط سعی می کنم همیشه شیک پوش باشم.

خوشبختی را برای ما معنی کنید؟داشتن سلامتی به همراه یه زندگی شیرین.

به هر حال فکر میکنید آدم خوشبختی هستید؟بله 100 درصد.

تعصب یعنی چه؟وفاداری به چیزی که دوست داری.

عشق؟؟؟هنوز مزشو نچشیدم.

فکر می کنید خدا چه رنگی است؟تلفیقی از همه ی رنگها.

اهل حاشیه هم هستید؟اصلا دوست ندارم.

فولاد؟!!!

فولاد تیم واقعا حرفه ای و بازیکن ساز.

نظرتون در مورد این مصاحبه؟؟؟خیلی سخت بود.

حرف آخر؟؟؟موفق باشید.

خلاصه ای از سوالات تلفنی هواداران از پژمان منتظری:

تیم محبوب خارجی؟؟؟بارسلونا.

رابطتون با ایمان مبعلی؟؟؟مثل برادر.

از چهرتون راضی هستین؟؟؟بله.معلومه که راضیم.

چند سال با استقلال قرارداد دارید؟؟؟دو سال.

چرا به استقلال آمدید؟؟؟به خاطر پیشرفت.

الگوی ورزشی؟؟؟بختیاری زاده و ریو فردینان.

خواننده مورد علاقه؟؟؟رضا صادقی

نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه 22 مرداد1386 ساعت 17:57 | لینک ثابت |